شمس سراج عفيف
411
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
در در سراي بر سلطان رفته - چون خانجهان شنيد كه عين الملك بازگشت و در در سراي سلطان رفت خانجهان نيز سوار شده بر سلطان رفت - و از حالت و مقالت آمدن و بازگشتن عين الملك به تمام پيش حضرت شهنشاه عظام گفت - حضرت شاه فيروز صاحب فتح و بهروز عين الملك را طلبيد - و به تبسم خنديد - و بر زبان مبارك راند - كه خواجهء عين « 2 » الدين در آمدن درون سرايچهاي خانجهان سبب چه بود - و بعير ملاقات بازگشتن سبب « 3 » چه - باري ملاقات ميبايست كرد - درين محل عين الملك كلامي از اسرار ملكي برآورده و گفته - كه من بنده در وثاق خانجهان نرفته بودم مخصوص در در سراي ميآمدم - چون ميان دائرهء وزير و دائرهء پادشاه هيچ فرقى نيست كه سرايچهء لعل هم از آن پادشاه و هم از آن وزير - و دهليز و بارگاه و خوابگاه هم از آن پادشاه و هم از آن وزير و پيلان هم پيش در پادشاه و هم پيش در وزير - چون من بنده در هيچ چيز فرقي نيافتم همچنين تصور كردم مگر اين سرايچهاي خاصست - بدين گمان پيش در خانجهان فرود آمدم - معهذا چون عين الملك پرهوا اينچنين كلمات پيش حضرت شهنشاه عليا گفت و جوهر گوهر اسرار ملكي منقلب سفت درين محل خانجهان گفت كه ماندن من بنده درين مملكت گذشته - من بنده بسوي خانهء كعبه خواهم رفت - زيرا چه تا غايت روز ميان ما گفتارها
--> ( 2 ن ) عين الملك * ( 3 ن ) چه بود *