شمس سراج عفيف

412

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

و كردارهاي مالي بود - بهر نوع كه هست ميآسود - اين زمان عين الملك فتان من بندهء درگاه را با حضرت شهنشاه درانداخت از لوح « 2 » اين موج حكم سلامتيء جان برخاست - اين زمان من بنده را زاد و راحلهء خانهء كعبه برميبايد داشت - بشنيدن اين كلام و استماع اين پيام حضرت شهنشاه عظام از محل خواسته در محل خلوت رفته از سبب مخالفت فريقين چون متأملان نشسته * الغرض « 3 » ميان هردو فريق كار گفتار از حد گذشت كه شرح « 4 » آن نتوانست كرد - بتقدير الله تبارك و تعالى جل جلاله چون ميان وزير بينظير و مشرف پرتدبير « 5 » چندگاه برين نوع گذشت يكروز هردو نفر در ديوان نشسته بودند - هردو با يكديگر مراي بيمر مينمودند همدرين ميان ناگاه وزير بر روي مشرف گفت كه اي حرام‌خوار بدكردار - عين الملك نيز بر روي وزير جواب قبيح بصريح داده ابواب بيحرمتي كشاده - دران وقت حضرت شهنشاه با مكنت در محل خلوت بود - دران محل رعنائي مينمود - دستور مشهور همدران محل بر شهنشاه رفت - حضرت فيروز شاه دستور هواخواه را بغايت پريشان خاطر ديد از زبان مبارك بالهام حضرت الله تبارك و تعالى اين لفظ كشيد - كه خانجهان خير هست - يعنى بدين وقت در غير محل رسيدي - بشنيدن اين كلام دستور نيكنام علي الفور آغاز كرد - كه اين

--> ( 2 ن ) مواج * ( 3 ن ) فى الفرض * ( 4 ن ) شروح آن نتوان نبشت * ( 5 ن ) بيتدبير *