شمس سراج عفيف

408

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

بازنمودند - ابواب راز بازكشودند كه ميبايد ستد - گذاشتن مصلحت نيست - چون آثار اين كلام و انوار اين پيام به گوش سلطان محمد افتاد كلمات صريح و نغمات فصيح از زبان كشاد - و برين جمله آگاهي داد - و اشارت بسوي عين الملك كرد - و اين لفظ از زبان برآورد كه آن گوهر خواجه عين الملك ماست كه ميان برادران نجاست صفت افتاده بود - ما گوهر خويش بيافتيم - دران روز فرمان شد تا عين الملك را دران زيلوچه بنشانند - المقصود عين الملك در كفايت و درايت اينچنين شخص بود - و قسم فضل او را غايتي نبود - چنانچه چندين كتب فضل در عهد دولت محمد شاه و فيروز شاه تصنيف كردهء اوست - يكي ازان ترسل عين الملكيست كه در جهان بهريك زبان معروف و مشهورست - القصه بطولها و عز قبولبا بازآمد شود بر سر سخن « 2 » - چون عين الملك در عهد فيروز شاه اشراف ممالك مملكت دار الملك دهلي يافت در درگاه وظائف اشراف آراست براي نفاذ امور اشراف كوشش بيش گماشت - در ديوان « 3 » وزارت بنشست - اما بتقدير حضرت إله و حكمت الله عين الملك را با خانجهان وزير زمان « 4 » زمان گفتگو بودي - هريكي ميان خويش از تاثير مرئي بىمر بيش الفاظ كنايت بازنمودي - از غايت گفتار بسيار

--> ( 2 ن ) سخن خويش * ( 3 ن ) در ديوان وزارت نشست و كارها و كردارهاى اشراف پيش گرفت براى محاسبهء مقطعان در نشست اما بتقدير * ( 4 ن ) هرزمان *