شمس سراج عفيف
409
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
و نقار بيشمار هردو بزرگوار در درسراى نشسته مكالمت بسيار و معاندت بيشمار و مجادلت بىهنجار از حد بيرون گفتن گرفتند و هريكي از حدود خويش الفاظ بدانديش زيادت كردند - يك روز دستور حضرت شاه فيروز بر عين « 2 » الملك گفت - و جوهر گوهر وظيفهء اشراف سفت - كه مشرف را با كاغذ خرج مفصل چه كار - كه از مقطعات خرج مفصل بطلبد - زيراچه مشرف صاحب استقامت جمعست - وظيفهء تحقيق خرج مخصوص وظيفهء مستوفيست درين محل عين الملك اكمل گفت كه مستوفي را با كاغذ جمع مفصل چه نسبت - معهذا هردو بزرگ مستثنى بحثكنان و كلمات اشطاط گويان به حضرت خسرو جهان رفتند - و از حال وظائف عمل مشرف و مستوفي پيش تخت بازگفتند - دران روز حضرت فيروز شاه فرمود كه مقطعان اقطاعات و كاركنان معاملات را بر راه كنند تا در ديوان اشراف جمع مفصل دهند - و خرج « 3 » منتخب - و در ديوان استيفا خرج مفصل دهند و جمع منتخب - و در ديوان وزارت جمع و خرج مفصل دهند - آرى بو العجب كاري و اسراري ازان روز باز كه از زبان بىزيان حضرت خسرو جهان اين لفظ بيرون آمد تا غايت روز در ديوان وزارت همان « 4 » سند ماند - و اگرنه پيش ازين در طور جميع سلاطين اهل دين درين هرسه دواوين زمرهء كاركنان
--> ( 2 ن ) عين الملك را * ( 3 ن ) و جمع منتخب * ( 4 ن ) به همان بسته ماند همان پسند ماند *