شمس سراج عفيف
376
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
و دوري آن بود كه دران ايام سوداگران از طائفهء خواص و عوام غله و نمك و قند و شكرتري و قماش ديگر بكوشش تمام ستوران بار كرده در شهر ميآوردند - آن ستوران ايشان را كسان ديوان به زور ميگرفتند و در دهلي قديم ميبردند - و در دهلي قديم هفت حصار برآوردهء هفت تاجدار نامدارست - و آن به تمام كهنه گشته است - و دران مقام از گردش « 2 » ايام خشتهاي بىپايان از حصارهاي مذكور افتاده و شكسته و دوري كشته - دران محل كسان ديوان طائفهء سوداگران را با ستوران بهم ميبردند - و يك دفعه خشت دوري در ستوران بار كرده در شهر فيروزآباد براي كهور ميرسانيدند - بدين طريق هر سوداگري كه از اطراف و اكناف در دهلي ميآمد او را نميگذاشتند تا آنكه يك دفعه خشت از دهلي قديم در شهر فيروزآباد نرسانيدي « 3 » چون اينچنين تعدي آغاز شد طائفهء سوداگران از اطراف جهان در شهر دهلي آمدن بكلي احتراز كردند - بدين سبب در شهر دهلي غله و نمك گران شدن گرفت - از احوال اين حال و شرح قيل اين مقال به تمام و كمال پيش حضرت خسرو خوشخصال رسانيدند - و از هريك چيز مشرح بازنمودند - بلكه پيش تخت حضرت شاه و بارگاه شهنشاه بدين حد گفتند - كه سوداگرى سه من پنبه آورده بود - عهدهداران خزينهء « 4 » دانگانه آن شخص را درون خزينهء دانگانه بردند - و در اهمال انداختند - نه ازان سوداگر بيچاره
--> ( 2 ن ) از تاثير گردش اعوام * ( 3 ن ) نميرسانيد * ( 4 ن ) ضريبه *