شمس سراج عفيف

357

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

معهذا چون سلطان فيروز شاه به چندين قيد بمؤكلان تاكيد بتاكيد كرده آستانهء شفاخانه و صحت‌خانه براي عامهء مريضان بنا فرمود اطباي حاذق و حكماي صادق و خدماي مصدق و جراحان و كحالان دران مقام تعين « 2 » گردانيده - و ادويه و اطعمه و اشربه براي مريضان از خزانه مقرر كرده - باب « 3 » كرم عام به شفقت تمام بر خلائق خاص و عام كشاده - چاؤش درگاه ندا « 4 » هل من سائل در داده - لا جرم بيماران گرفتار و معلولان بىتيمار برخاستند - و لنكان و افتان و خيزان هر گامى ده جا افتادند - و بهر قدمي صد جا نشستند - چون يكي به دستش يا دست‌كش غيرى به پيش آستانهء شفاخانه شتافتند به مجرد منظوري نظر و ديدن اصحاب شفاخانه را بىصبر بيماران و بيچاره چون اهل اضطرار دست سوال بانگشت مقال برداشتند - خادمان مملكت كه نصب گردانيدهء شهنشاه بودند بتاب شتاب بسوي « 5 » اهل تپ و تاب شتافتند تخم بشارت صحت در صحن چمن گلزار اميد حيات ايشان كاشته باعزاز عام و مرحباي تمام با بشارت سلامتي و سلام على الدوام چون اصحاب يكانه جانب آستانهء شفاخانه اشارت به بشارت داده - كقوله تعالى سَلامٌ عَلَيْكُمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوها خالِدِينَ * * بيت * * چون تو شدي سايهء يزدان پاك * * * سايه نشان باش برين مشت خاك *

--> ( 2 ن ) نصب گردانيده * ( 3 ن ) دربار كرم * ( 4 ن ) ندا به سائل در داده * ( 5 ن ) بسوي اهل شتاب بتاب شتافتند *