شمس سراج عفيف
356
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
كوشش تاجداران بسيارست - چنانچه مناسب اين قول امير « 2 » خسرو فرموده * * بيت * در عمل خير توقف مكن * * چون بكني هيچ تاسف مكن الغرض سلطان فيروز شاه با عون عنايت حضرت إله تفقد بيماران و تربيت زمرهء گرفتاران از سر شفقت بطانه مبذول داشته كارخانهء شفاخانه و آستانهء صحتخانه از آثار تربيت خسروانه براي آشنا و بيگانه بنا فرموده بر معلولان ضعيف و مغمومان نحيف در دولت سعادت كشوده طبيبان حاذق و حكيمان صادق بعهدهداريء آن داشته « 3 » تخم اميد در كشتزار بيمار بىتيمار كاشته - ادويه « 4 » و وجه اطبا تعين فرموده - و برين جمله بازنموده - چون مريض مسكين از تاثير مهجوريء و ثامت و مخموريء سقامت بر ايشان پريشان دل آيد و از احوال مقال خويش و اقوال درد دل پرريش بديشان بازنمايد بايد كه طبيبان دانا و حكيمان توانا نبض مريض بگيرند - و دليل او را بدلائل عقلي و رموز فهمي بهبينند - بر حسب مزاج بيمار علاج از سر تيمار كنند بران علل مختلف تداوي متفق سازند - معجونها على التساوي « 5 » ايثار نمايند - تا مزاج بيمار به تيمار معتدل ايشان در اعتدال آيد وقت صحت تن و سلامتيء بدن درآيد * * بيت * نيست سرآغازتر از آدمي * * نيك سرانجامتر از مردمي
--> ( 2 ن ) امير خسرو ترك الله طالب دين عليه الرحمة و الغفران فرمود * ( 3 ن ) قرار داشته * ( 4 ن ) مال ادويه * ( 5 ن ) علل المساوي پرنارند *