شمس سراج عفيف
349
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
بازنمود - چون مهر حضرت شهريار و سكهء مكنت خسرو گيتي مدار از آثار گفتار اين گويندگان كامگار در امتحان راست بيرون آمد « 2 » حضرت شاه فرمان دهد - تا كجر شاه را بر پشت پيل سوار كنند تا جهانيان بدانند كه مهر ششگانيء حضرت جهاني سره است - و درو هيچ نقصاني نيست - و كدورتي نه - همچنان كردند كه كجر شاه را بر حكم فرمان شاه بر پيل سوار كرده در ميان شهر گردانيدند - و آن گويندگان دروغي شده - حضرت شاه ايشان را در محلي بر سبيل جلا روان كرده - اما بعد از چندگاه دستور هواخواه كجر شاه را از كار معزول كنانيده - اما به بهانهء دگر - آري اگر همچنين « 3 » وزاري عاقل نباشند كار ملكي « 4 » و كردار جهانداري بدشوارى كشد - هريك خواص و عوام « 5 » كلمات احسن صفات از زبان كشاد * * بيت * وزيري چنين شهرياري چنان * * جهان چون نگيرد قراري چنان مقدمهء پانژدهم در بيان بناي ديوان خيرات و شفاخانهء با بركات نقل است حضرت شاه ابو البركات بمتابعت سلاطين شش جهات ديوان خيرات براي تزويج بنات بنا كرده - اعني آن مسلمانان غمگين و مومنان مسكين كه فقيرانند و دختران دارند و آن دختران به حد بلوغ
--> ( 2 ن ) امده است * ( 3 ن ) اين چنين * ( 4 ن ) ملكا * ( 5 ن ) عظام *