شمس سراج عفيف
350
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
رسيدهاند و پدران ايشان اسباب كار خير ندارند بدين سبب دائم دلهاي ايشان پريشان - بلكه در اوقات متبركات دلهاي ايشان خراب « 2 » و مدام در مقام اضطراب و در درياي التهاب غرقاب - اين بيچارگان را نه در شب خواب نه در روز قرار - زهى عجز و خهي اضطرار - درين محل حضرت جهاندار چون جهانداران و الا تبار و شهرياران كامگار فرمان فرمود هرآنكس كه دخترى دارد بالغه بايد كه آن شخص در ديوان خيرات اخبار رساند - و شرح احوال خويش « 3 » و بيان درد دل پرريش پيش عهدهداران ديوان خيرات بازنمايد - و ازجمله عهدهداران خيرات يكي سيد امير ميران بود - كه دران ايام بفعل امانت و ديانت مينمود - همچنين اصحاب ديگر - المقصود شهنشاه مقبول حضرت ودود فرمود كه تا عهدهداران ديوان خيرات از حالت مقالت اصحاب ابو البنات تحقيق كنند - بدلائل عقلي و براهين نقلي حاوي شوند - بر اندازهء حال هركسى « 4 » وجه تعين كنند - جنس اول پنجاه تنكه جنس دوم سى تنكه جنس سيوم بيست و پنج تنكهء نقره بسبب « 5 » كار خير دختران بدهند - الغرض چون اينچنين چيز اقامت گشت هريك عهدهداران خيرات براي اقامت اين كار در نشست - مسلمانان فقير و عورات بيوهء حقير از اشخاص صغير و كبير از هر چهار سوي مملكت در شهر بازآمدند - و اسامىء دختران
--> ( 2 ن ) بيخواب * ( 3 ن ) احوال اموال خويش * ( 4 ن ) هريك * ( 5 ن ) بسبب كار خير دهند به جهت دختران *