شمس سراج عفيف
348
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
و براي امتحان خواهند برد - اگر « 2 » بنوعي چند حبهء نقره دران محل بر ما برسد ما درون بوته توانيم انداخت - كجر شاه با انكشت فروشان نيز يار گشت - آثار اسرار پيش ايشان گفت - ايشان درين كار سعي نموده يك انكشت از ميان خالي كنانيده و چند حبهء نقره در ميان آن انداخت - و دهن انكشت با موم مهر كرده - چون روز دوم شده حضرت شاه با دستور درگاه در محل خلوت نشسته - دران محل حضرت شهريار اكمل بالاي پلنگ نشسته - و خانجهان دستور بر جامهخانه آرام گرفته كجر شاه را با گويندگان آورده - و زرگران را برهنه گردانيده فوطه در ته ايشان بندانيده - و انكشت فروش انكشتان آورده پيش زرگران انبار كرده - زرگران مذكور چند ششگاني بر حكم فرمان برآورده مشهور معهود در بوته انداختند - بالاي آتش در نشاندند - آتش ميدميدند - و حضرت فيروز شاه با وزير هواخواه در محل خلوت « 3 » در حكايت مشغول گشت - ميان شاه و وزير اكثر اسرار ملكي ميرفت طائفهء زرگران در عين دميدن آتش آن چند حبهء نقره كه درون انكشت بود با نير گرفتند - و سبك ميان بوته انداختند - چون بوته از آتش فرود آوردند و سرد كردند پيش تخت وزن كردند - چنانچه برآورد قديم بود مهر ششگاني هم بدان براستي آسود - صدق مقال جمال نمود - گويندگان دروغگويان شدند - سلطان فيروز شاه كجر شاه را جامه داد - و ابواب مرحمت « 4 » و عاطفت كشاد - درين محل وزير اكمل
--> ( 2 ن ) اكنون * ( 3 ن ) خلوتگاه * ( 4 ن ) مرحمت بعاطفت *