شمس سراج عفيف
347
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
هميشه فرقهء كاركنان در افراط « 2 » بىنهايت كوشند - و اين نيست كه اين كار از ذات تو آمده باشد - برو از كاركنان خود تحقيق بكن - اگر همچنين باشد كه آن گوينده ميتراشد من تدبيري سازم كه درين ميدان شطرنج بازي با « 3 » فرزي بند بازم - تا راستيء مهر ششگاني بكرم رباني در ميان جهان و جهانيان و عالم و عالميان ظاهر گردد معهذا چون كجر شاه اهل خطا از پيش دستور مستثنى بازگشت بر كاركنان خود رفت - براي راستيء اين كردار در نشست - بعد از گفت و شنود نهفت از زمرهء كاركنان تحقيق گشت - كه يك حبهء نقره در مهر ششگاني نقصان است - كجر شاه پيش دستور شهنشاه راستيء حال و صدق مقال بازگفت - درين محل دستور مسطور مهرهء سرّ سفت - و گفت كه در محل خلوتگاه براي احتياط اين افواه طائفهء زركران را خواهند آورد - برو با ايشان يار شو - كجر شاه چون اين « 4 » افواه از زبان دستور درگاه شنيد كه وزير پرتدبير مستظهر گردانيد سمت زرگران دويد - چون ايشان را ديد آنچه از زبان دستور شنيد به گوش ايشان رسانيد - كه شما را درين كار چيزى در دل ميبايد گذرانيد تا راستيء حال از آثار درستيء مقال ظاهر گردد - ايشان بر كجر شاه گفتند - و گوهر صدق بصدق سفتند - كه دران محل به حضرت شهنشاه اكمل ما را برهنه كرده اين فوطه و يك تو جامه خواهند بندانيد
--> ( 2 ن ) توفيرات بىنهايات * ( 3 ن ) ما ازين بند * ( 4 ن ) اين چنين *