شمس سراج عفيف
334
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
مقدمهء دوازدهم شرح ياد كردن سلطان فيروز شاه طائفهء بيكاران را نقل است هربار كه آن شهريار جهاندار از سواريء شكار در شهر دهلي آمدي بر ملك نيك آمدي - كوتوال ممالك كه او كوتوالي با مهابت و جلادت بود در ميان خلائق شهر عدل و انصاف مينمود مدام بلكه علي الدوام در قسم وظائف كوتوالي ابواب هوشياري و بيداري ميكشود - فرمان « 2 » فيروز شاه بر كوتوال مذكور شد هركجا كه بيكاري پركاري بر هنجاري در شهرست اينچنين طائفه را پيش تختگاه آرد - كوتوال مذكور مشهور هريك محلهدار شهر را پيش خود طلبيدى - و از احوال هريك استفسار كردى - آن مقدار بيكاران از جنس معارف كه در شهر ميبودند از غايت عسرت و نهايت حيرت روي خود بكس نمينمودند - اينچنين معارفان و بزرگ زادگان را محلهداران پيش كوتوال ميآوردند - ملك نيكنام كوتوال آساميء ايشان با كيفيت « 3 » و ماهيت مينويسانيد - و ايشان را در محل صالح پيش تخت بردي - سلطان فيروز شاه بالهام حضرت إله البته هريكى را بمعرفت بزرگان آن شخص شناختى - و بكارى و مصلحتى مشغول گردانيدي - سبحان الله زهى صافي ذهن سلطان فيروز شاه داشت هركرا كه پيش او ميبردند اگرچه وقتي نديده بود و ندانسته از
--> ( 2 ن ) فرمان فيروز شاه شدي هركجا * ( 3 ن ) كنيت و مهابت *