شمس سراج عفيف
320
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
المقصود چون شهنشاه طالب رضاي حضرت ودود خواست تا شكار گورخر كند بنگاه را ميان خطهء سرستي و ابوهر داشت - و خود بدولت و سعادت براي شكار گورخر كوشش گماشت - سلطان فيروز شاه از بنگاه سوار شد - درين محل آن شهريار اكمل فرمان فرمود تا سوار اسپ جيد بيايد - و سوار اسپ ضعيف هم در بنگاه بماند - ديگر جهاندار فرمان فرمود - تا خلائق لشكر كه برابر شهريار افسر خواهند بود بايد كه باهتمام تمام آبهاي سه روزه ذخيره برگيرند هم براى خويش و هم براى مراكب خود - چنانچه اكثر خانان و ملوك آب بر « 2 » شتران برگرفتند و بعضى در گردن كهاران و پشت ستوران آب ذخيره برداشتند سلطان فيروز شاه بوقت نماز عصر از بنگاه سمت شكارگاه كوچ كرده و بدانجانب رخ آورده بسرعت تمام و بشتاب گام روان شده تمام شب رانده - چون روز شده تا وقت نماز ظهر در مقام آرام گورخر رسيده دران مقام پره كشيده ميان پانزده كروه دور پره شده - بعده آهستهآهسته از غايت جنبيدن دور پره ميان چهار كروه داشت گورخر بسيار و بىشمار درون پره درآمد - دران شب همانجا فرود آمد چون روز شده در روز دوم شهنشاه شكار گورخر باخته سمند عزت بسوي ايشان تاخته - از بامداد تا شبانگاه شاه شكار گورخر كرده بوقت نماز شام پره گورخر شكسته شهنشاه جانب بنگاه بازگشته - هم بدان طريق با اصحاب فريق خود تمام « 3 » شب رانده - و دو پاس روز نيز
--> ( 2 ن ) در * ( 3 ن ) تمامت *