شمس سراج عفيف
312
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
و راست - ذرهء ميل خم نه - و آن سنگ چهار گوشي بوقت ايستاده كردن مناره داشته - فى الجمله چون مناره ايستاده شد بالاي مناره هم در « 2 » دور سر آن مناره چند دور از سنگ سياه و سپيد وصل كرده - و بالاي آن سنگ سياه و سپيد قبهء مسين با ملمع زر داشته كه آن را بهندوي گلس گويند - و ارتفاع مناره سى و دو گز است - هشت گز درون عمارت است - و بيست و چهار گز بالاي عمارت است - معلوم نشد كه در زمين موضع نويره « 3 » ايستاده كرده بود - و كدام كس داشته بود - چند سطور مشهور به خط هندوي در پايان مناره نقره كرده بودند - سلطان فيروز شاه بسيار زنار داران و سيورگان طلبيد - هيچ كسى خواندن نتوانست - بعضى گفتند كه بعضى مردم كافر آن هندوي خواندند - دران نبشته بودند - كه اين مناره را ازين مقام هيچكسى با قوت بسى نتواند جنبانيد - نه از سلاطين اهل اسلام و نه از رايان خودكام - مگر در زمان آخرين پادشاهي صاحب دستگاهي پيدا آيد كه او را سلطان فيروز نام باشد او قصد نمايد - و اين مناره ازين محل بيرون آرد « 4 » - چون اينهمه توفيق بعنايت الله تبارك و تعالى است هرچيز كه سلطان فيروز انديشيد الله تبارك و تعالى بدامن مراد او رسانيد - چنانچه نيكبختى نبشت * * رباعي * از لطف تو هيچ بنده نوميد نشد * * مقبول تو جز مقبل جاويد نشد
--> ( 2 ن ) از * ( 3 ن ) توبره * ( 4 ن ) آورد *