شمس سراج عفيف
299
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
و البته اسپان بعضى ياران ناگذشته ماندند چون اين كيفيت نيز بازنمودند كه عوض جمعات النگ نشستند با آن هم چندين اسپ ناگذشته ماند براي گذشتن باقي اسپان چه فرمان مىشود فرمان ميشد كه دو ماه مهلت دهند - چون آن هم منصرم شدي و از حالت آن مقالت پيش تحت بازمينمودند - كه مدت دو ماه ديگر مهلت شده بود آن نيز منصرم شد - و چندين اشخاص اسپان نگذرانيدند - دران ايام ملك رضي اهل اكرام ( كه يكي از اولياي عظام بود ) نيابت عارضيء ممالك داشت - و كار حشم درگاه را بواجبي ميآراست - دران وقت « 2 » پيش تخت جهاندار بازمينمود - كه آن اشخاص كه اسپان در ديوان نگذرانيدند « 3 » بيشتري ياران خيلها براي آوردن وجه اطلاقات در اقطاعات فرستاده شدهاند - صاحبان خيلها چون ازان مصلحت فارغ شوند بعده در شهر درآيند - و هم در اثناي آن سال سپري شود « 4 » - حالت دشواريء اين بيچارگان در مقامات دشواريست - اين طائفه ضايع ميماند « 5 » - ازين اشخاص كه عرضه نگذشته بيشتري همين طائفهء مصالحياند - درين محل شهنشاه اكمل بشنيدن اين اخبار و تاثير اين اسرار خوشدل شدي و فرمودي - چون يكي در مصالح فرستادهء سرگروه خود رود و در غيبت او سال منصرم شود و او عرض نگذارد و اسپ او ناگذشته بماند اگر او را رد كنند حالت او دشوار شود - در خانهء او
--> ( 2 ن ) دران محل * ( 3 ن ) نگذرانيد * ( 4 ن ) ميشد - مىشود * ( 5 ن ) ميمانند *