شمس سراج عفيف

298

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

تعالى شرح مال عماد الملك در قسم پنجم اين تواريخ مشرح شرح داده آيد - معهذا هر آئينه چون سلطان فيروز شاه در دور عظمت و طور مكنت خويش اينچنين كرد و دست احسان برآورد جمله عالم دوستدار « 2 » گشت - هريك وضيع و شريف كمر هواخواهي در ميان بست « 3 » * * ابيات * فريدون فرخ فرشته نبود * * ز عود و ز عنبر سرشته نبود ز داد و دهش يافت آن نيكوئي * * تو داد و دهش كن فريدون توئي مقدمهء هفتم شرح احوال حشم نقل است در عهد دولت شاه فيروز صاحب فتح و بهروز هشتاد « 4 » هزار سوار بود خارخ بندگان - و اين جمله سوار جرار و پهلوانان نامدار تا سال تمام به عرض ميگذشتند - و البته بيشتر احوال اسپ كم‌بها هم در ديوان گذشتي - و اصلاح نيز ميدادند و اكثر وقت اينچنين اخبار در گوش آن جهاندار رسيدي شنيده ناشنيده كردي - چون سال سپري شدي و بيشتر ياران را اسپ ناگذشته ماندي از حال آن كاركنان ديوان عرض كيفيت پيش تخت بردندي - كه سال منصرم شد - و چندين اسپ ناگذشته ماند درين محل آن شهنشاه اكمل فرمود كه روز جمعه النگ نمينشينند عوض جمعات سال تمام النگ بنشينند - چون آن نيز منصرم شدي

--> ( 2 ن ) دوستداران * ( 3 ن ) در بسته * ( 4 ن ) هشتاد هزار سوار بود * بعضي نود هزار سوار بود خارج بندگان *