شمس سراج عفيف
291
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
شهريار نامدار كامگار عالم مدار نيككردار خوش آثار با شمار حاضر ميگردانيدند - چون شهنشاه مكنت در كرانهء لب آب جون نزول ميفرمودند و اين كلام باهتمام تمام چون خسروان اهل اكرام و سلاطين عظام از زبان مبارك خويش ميكشادند ( تا از زمرهء خانان درگاه و ملوك بارگاه و امراي با جاه و معارفان « 2 » با آگاه و امثال ايشان پيش رفتن ندهند - سبب آنكه تا يك جا در شهر درآمده شود ) از غايت فرحت و نهايت بهجت آن شب خلائق را شب عيد بودي - فى الحاصل چون خسرو خاور رخ بباختر نهادي و خروس صبح حي على الصلواة در دادي خانجهان با تمام شهرداران « 3 » و با كل كاركنان و بيرقهاي بىپايان گذاراي لب آب جون رفتى - سلطان فيروز شاه را پايبوس كردي - بعده سلطان فيروز شاه با جاه بعنايت آله با خوشي و خرمي و انشراح و بيغمي بطالع سعد و ميمون و بروز و اختر مبارك و همايون درون شهر فيروزآباد درآمدى - و خدمتيء جميع عهدهداران شهر پيش تخت گذشتى - اول خدمتيء خان اعظم همايون خانجهان پيش تخت ميگذشتي - بعد ازان خدمتيء ملك الشرق ملك نظام الملك نائب وزير ممالك گذشتى - بعد ازان خدمتيات جمهور خوانين و امرا و علما و فقها و سادات و مشائخ و معارف و مشاهير و جميع سكنه اهل چهار جانب شهر و اطراف و اكناف بلاد و ممالك ( كه دران وقت در شهر دار الملك دهلي
--> ( 2 ن ) و معارف آن بارگاه * ( 3 ن ) شهر دارات و با كل كاركنان وقارات *