شمس سراج عفيف

282

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

زمين آوردي - حضرت « 2 » سلطان بدست مبارك اشارت كردي يعني بنشين - باز دستور كرت سيوم سر بر زمين نهادي - و در محل خود نشستى - و ملك الشرق نظام الملك نائب وزير ممالك دران حالت برابر وزير بودي - و در عهود سلاطين ماضيهء شهر « 3 » دار الملك دهلي قاعده بود كه نائب وزير پيش تخت محل نشستن نداشت - چون در عهد دولت سلطان فيروز شاه نيابت وزارت ملك نظام الملك يافت و او در محل مشورت ملكي در درگاه سلطان فيروز شاه آراسته بود و خواهر سلطان فيروز شاه نيز در نكاح او بود چون ملك نظام الملك مرتبهء نيابت وزارت داشت و الله تبارك و تعالى بقدرت اعلى او را بانواع آراستگي آراسته بود شهنشاه فرمود تا چنين نائب وزير فرود وزير بنشيند - الغرض بازآمده شود بر سر سخن - به مجرد آنكه خانجهان سلام كردي و در محل خود نشستى سلطان فيروز شاه جانب راستا مقابل خانجهان رخ آوردي - و با او بحكايت « 4 » مشغول شدي - تا آن زمان كه خانجهان پيش سلطان فيروز بودي رخ و كلام سلطان جانب خانجهان بودي - بوجود وزير حكايت با غيري نبودي - اگر سلطان خواستى كسي را دران محل طلبد « 5 » بسوي خانجهان اشارت كردي - خانجهان آنكس را طلب كردي - و اگر سلطان بر كسى مزاج گرم كردي هم رخ جانب خانجهان بودي - در

--> ( 2 ن ) حضرت سلطان چون سلاطين اهل‌گاه بدست مبارك * ( 3 ن ) در شهر * ( 4 ن ) بحكايات * ( 5 ن ) بطلبيدي *