شمس سراج عفيف
283
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
امور قليل و كثير سلطان فيروز شاه بالهام حضرت آله رخ جانب دستور هواخواه كردي - آري بو العجب اسراري - آنچه تاجداران كامگار و شهرياران نامدار در قسم ملكي كرده بودند سلطان فيروز شاه بالهام حضرت آله همان آئين بجا آوردي - چنانچه قابوس حكيم در قابوسنامه نبشت كه سلاطين را واجب است چون وزير پيش ايشان باشد رخ كلام بسوي غيري نكنند - اگر بوجود وزير پادشاه بىنظير رخ كلام سوي غيري كند دران روز ربع مملكت آن پادشاه روي بنقصاني و ويراني آرد - بدان سبب كه وزير را با تمام مملكت محاسبه ميبايد كرد - اگرچه پسر پادشاه است يا برادر - برين وجوه جمله اصحاب مملكت و ارباب سلطنت دشمن وزيراند - اگر پادشاه بوجود وزير هواخواه رخ كلام با غيرى كند اهل اختصاص و اصحاب اخص خواص را گمان افتد - مگر پادشاه بر دستور هواخواه مزاج گردانيد كه رخ بسوي غيرى نمود « 2 » - چون در دلهاي ايشان اينچنين گمان افتد در دلهاي ايشان عظمت وزير نقصان شود - وزير نيز دلزده گردد « 3 » - و گمان برين برد مگر از ذات من صفات ناشايسته در وجود آمد كه شهرخ بغيري آورد - بدين سبب تقصير در محاسبه افتد - چون در حساب كردن اعمال عمال اهمال افتد اموال بيت المال در خزائن نرسد - هر آينه بنياد مملكت و اساس سلطنت روي بخرابي آرد - قوام پادشاهي و نظام شهنشاهي از مال است - در دستور الوزراء نوشته است - بيچاره وزير
--> ( 2 ن ) شد * ( 3 ن ) شود *