شمس سراج عفيف
268
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
بو العجب اسرارى - چون در كاري و نفاذكرداري پادشاهان اهتمام فرمايند و كوشش نمايند معلوم است كه چه شود - جمله مقطعان چون در حضرت خسرو جهان ميآمدند هريكي بر اندازهء دستگاه خويش از آثار رغبت « 2 » شهريار بندگان چيده و خوبصورت و اصيل را جامهاي پاكيزه پوشانيده روباكها كشيده بر سر ايشان كلاه و موزههاي لعل در پاي و دستارچهء كشيده در كمر بسته خدمتي پيش تخت ميگذرانيدند - و رسمي بود سلطان فيروز را هرسال چون مقطعان از اقطاعات براي پايبوس حضرت شهنشاه شش جهات ميآمدند خدمتها از هر جنس بر اندازهء دستگاه خود ميآوردند « 3 » - چنانچه از جنس اسپان تازيء دريائي و تركيان بيش بهائي و پيلان نامتناهي و جامهاي بانواع اجناس قيمتي و آوانيء زر و نقره بىقياس و اسلحه « 4 » و شتران و استران و جز آن هريكي بر اندازهء اقطاع خويش از هر جنسى بعضى صدگان و بعضى پنجاهگان و بعضى و بيستگان و بعضى يازدهگان ميآوردند و ميگذرانيدند - و بندگان نيز ميآوردند و فرمان حضرت « 5 » شهريار و طغراي مكنت جهاندار برين جمله بود - آن مقدار خدمتي كه مقطعان اقطاعات بيارند آن را قيمت كنانند بدل محصول اقطاع مجرا دهند - بلكه قاعدهء خدمتي بىقياس وضع سلطان فيروز شاه بود - در عهد سلاطين ماضيه اين رسم نبود - هر مقطعى
--> ( 2 ن ) رعب * ( 3 ن ) ميافزودند * ( 4 ن ) و شكره و اسلحه * ( 5 ن ) حضرت شهنشاه شهريار *