شمس سراج عفيف
269
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
كه از اقطاع آمدى آنچه ميسر شدى پيش حضرت سلاطين ماضيه گذرانيدى - و آن خدمتي در محصول وضع نشدي - چون دور حضرت فيروز شاه رسيد فرمان فرمود - كه مقطعان را خرج و اخراجات بسيارست ايشان را خدمتي معاف دارند - و مزاحمت ندهند سلطان فيروز شاه بالهام آله فرمود - هر مقطعي كه از اقطاع بيايد و هر جنسي كه دران اقطاع دست ميدهد بسيار بسيار در حضرت بيارد - و بهاي آن از محصول مجرا ستاند - تا هردو طرف عزت حاصل آيد - هم مقطع را حرمت باشد - و هم آن خدمتي در خور پادشاه ميان خلائق پيش تخت بگذرد - تا چهل سال كمال اين قاعده مستقيم ماند - الحاصل از تاثير جهد آن شهريار هر مقطعي كه بندگان بسيار خدمتي ميگذرانيد بران مقطع مراحم فراوان و عواطف بيپايان مبذول ميفرمودند - و هر مقطعي كه بندگان اندك گذرانيدى در باب او مرحمت بر موازنهء آن شدي - چون مقطعان اقطاعات را باليقين محقق گشت « 2 » ( كه قصد حضرت شاه براي جمع كردن بندگان هواخواه بسيارست ) جمله مقطعان اقطاعات را از همه « 3 » كارها و كل كردارها اين كار اهم پيش آمد - اين كار را بر همه كارها مقدم داشتند در « 4 » چند سال از تاثير جهد خسرو خوشخصال بندگان پسنديده افعال چندان جمع شدند كه در تحرير قلم و تقرير زبان درنگنجد چون حضرت شاه را معاينه شد كه بندگان بسيار جمع شدند بعضى را
--> ( 2 ن ) گشته * ( 3 ن ) هم از كارها * ( 4 ن ) سر - كه *