شمس سراج عفيف
267
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
نيست - اگر با ايمان رفته شد زهى كار و خهي بازار و احسن كردار دران روز سلطان فيروز خانجهان را باراني علم كتف كسوت خاص كه پوشيده بود پوشانيد - زهى پادشاه « 2 » نادرهء دوران و خهي « 3 » وزير اعجوبهء جهان - المقصود آنكه حضرت شهنشاه برگزيدهء حضرت « 4 » آله بدين سبب مدت چهل سال كامل در مملكت شامل ملك راند و از زيان و مضرت اهل اسلام احتراز كرد - چنانچه خواجهء نظامي نوشته * * ابيات * سكندر بتدبير دانا وزير * * بكم روزگاري شد آفاقگير شه ما كه بدخواه را كرد خرد * * براي وزير از جهان گوي برد مقدمهء دوم اهتمام سلطان فيروز شاه براي جمع كردن بندگان نقل است چون شاه فيروز را بتقدير إله براي جمع كردن بندگان هواخواه اهتمام بسيار و كوشش بيشمار در دل افتاد تا كار اين بار و آثار اين گفتار به جائى كشيد و بمرتبهء رسيد كه بر جمله مقطعان اقطاعات و كل عهدهداران احسن صفات تاكيد بر تاكيد شده هر محلي كه نهب كنند بايد كه بندگان بچينند « 5 » - آنچه لائق درگاه و شايستهء بارگاه پادشاه باشند به حضرت ما برسانند - آري عجب كاري و
--> ( 2 ن ) پادشاهي * ( 3 ن ) زهي * ( 4 ن ) حضرت ودود * ( 5 ن ) بجستند *