شمس سراج عفيف

262

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

بصريح شدي - الله تبارك و تعالى جميع مسلمان را از اقامت اين فعل نگاهدارد - آمين آمين آمين - القصه « 2 » چون قربت حسن كانكو در شهر معبر اين‌چنينها آغاز كرد خلق معبر ازو بغايت و بينهايت تنگ آمدند - و ازو و از افعال او بستوه رسيدند - بكن « 3 » مفسد كه در حواليء معبر مىباشد با جمعيت انبوه و پيلان باشكوه در معبر درآمد - و قربت حسن كانكو را زنده گرفته - بعد از گرفتن كشته شهر معبر خود گرفته - به تمام « 4 » معبر كه شهر مسلمانان بود خراب گردانيده بلكه عورات مسلمانان بر دست هندوان گرفتار « 5 » شده - در شهر معبر بكن « 6 » اقامت كرده * * بيت * خداترس را بر رعيت گمار * * كه معمار ملك است پرهيزگار الغرض چون اين آيندگان در خدمت سلطان فيروز صاحب فتح و بهروز آمدند چنين داستان بازنمودند - سلطان فيروز شاه بر ايشان گفت كه در اول حال و آغاز مقال از ذات شما صفات طغيان ظاهر گشت چون خدايگان مغفور مرحوم سلطان محمد شاه بن سلطان تغلق شاه انار الله برهانهم از دار فنا بدار بقا رحلت فرموده فرمان طغراي ما بجانب شما صادر شده - شما اطاعت فرمان ما نكرده در دولت‌آباد رفته قربت حسن كانو را آورده در معبر نشانده - چون ازو افعال قبيح

--> ( 2 ن ) في القصه * ( 3 ن ) يمكن مفسد * ( 4 ن ) به تمام معبر كه مسلمانان بودند خراب گردانيده * ( 5 ن ) خراب شده و گرفتار گرديده * ( 6 ن ) كفر اقامت شده *