اسكندر بيگ تركمان

1013

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

تبيين اينمقال آنكه قبل از اين بتحرير پيوست كه سيد منصور برادر سيد مبارك را تربيت فرموده بايالت آن ولايت نصب فرمودند و او بدآنجا رفته قبايل و عشاير عرب اطاعت فرمان قضا جريان كرده حكومت او را پذيرفتند و او در امر رياست و حكومت مستقل گرديد و در آغاز يورش بغداد حكم همايون بنفاذ پيوست كه با عساكر آنجا متوجه عراق عرب گشته در آن سفر خير اثر در ركاب سعادت انتساب بوده مصدر خدمات پسنديده گردد و مومى اليه توفيق اين خدمت درنيافت و در نيامدن خود بعذرهاى نامقبول تمسك جست بلكه باعلان كلمه عصيان مبادرت نموده بلكه با جمعى كه او را باطاعت و انقياد دلالت مينمودند خصوصا شيخ عبد الله نعمان منازعه آغاز نهاد و اين معنى موجب غبار مبارك خاطر مبارك گشته بعد از مراجعت آن سفر سيد محمد ولد سيد مبارك مذكور را مورد تربيت گردانيده بلقب ارجمند خانى و ايالت آن ولايت معزز و سربلند گردانيدند و شيخ عبدالله لقمانرا مصحوب او گردانيده بعربستان فرستادند و امام قليخان بيگلربيگى فارس بكومك و امداد او مأمور گشت و چون سيد محمد خان بحويزه رسيد سيد منصور با متابعان خود در قلعه درآمده در مقام خلاف شد امام قليخان نيز بحسب فرمان متوجه گشته قلعه را محاصره نمود چون كار بر او تنگ كردند خود را از قلعه بيرون انداخته راه فرار پيموده سيد محمد خان بقلعه درآمد سيد منصور به جماعت آل فضول متوسل گشته بميانهء ايشان رفت و در آنجا قلعه قايم كرده در آنجا مىباشد و تا حال تحرير كه مطابق سنهء ثلاث و ثلثين و الف است در آن قلعه بسر ميبرد و عنقريب جزاى كافر نعمتى خواهد يافت . ديگرى از وقايع متنوعه تفويض وزارت ديوان اعلى است بسلطان العلمائى خليفه سلطان ولد مير رفيع الدين محمد صدر ولد مرحوم مير شجاع الدين محمود كه از سادات عظيم القدر صفاهان مشهور بسادات خلفاء و از احفاد كرام مير بزرگ والى مازندران‌اند و شمهء از احوال مير شجاع الدين محمود مذكور و فضل و كمال او در صحيفهء اول در طى اسامى شريفهء سادات و علماء زمان شاه جنت مكان رقم نگارش يافته و اكنون مير رفيع الدين محمد مزبور بعالى رتبه صدارت سرافرازى دارد و خلف ارجمندش بزيور فضل و كمال آراسته و بمحاسن اخلاق و سلامت نفس پيراسته در مراتب علوم ترقى فاحش نموده حاوى فروع و اصول و جامع معقول و منقول است و بعز مصاهرت حضرت اعلى سرافرازى دارد . درين سال سلمان خان ولد شاه على ميرزا را كه وزير ديوان اعلى باشد اجل حتمى طبيعى دريافت حضرت اعلى بعد از امعان نظر به حال ارباب استعداد و شايستگان اين منصب عالى مومى اليه را كه بجوهر ذاتى و اهليت و استعدادات حسبى و نسبى بين الافاخم والاعالى شرف امتياز داشت سزاوار تكفل اين امر عظيم القدر دانسته پايهء قدر و منزلت او بتفويض اين منصب ارجمند بلندى يافته بلكه اين منصب ارجمند از وجود گرامى آن معدن فضل و افضال بدزوهء بلند نامى رسيد ارباب استعداد تواريخ مرغوبه در اينباب در سلك نظم درآوردند از آن جمله : « زيبندهء افسر وزارت » از الهامات غيبى است . « وزير شاه شد سلطان داماد » نيز تاريخ اين منصب عالى است كه فرزندى محمد صالح برادرزاده اين مسود اوراق در سلك نظم كشيده و هم در اين سال قرار يافت كه خواجه محمد معصوم كه ناظر دفتر خانه همايون و مستوفى بقايا بود و در احكام داد و ستدى كه از دفتر بقايا شود بجاى مستوفيان ممالك نمودند و مستوفيان عظام بقاياء ممالك را در آخر سال بيرون نوشته به او سپارند .