اسكندر بيگ تركمان

998

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

ذكر يورش جهانگشاى همايون بصوب عراق عرب و ادراك زيارت روضات مطهرات ائمهء معصومين عليهم السلام و فتح آن ولايت بعون عنايت ملك علام چون ذات حميده صفات همايون شاهى ظل اللهى ببندگى و ولاى سلطان سرير ولايت و مسند آرايان عرضهء امامت مفطور و مجبول است و از وفور ارادت و اخلاص و خلوص بندگى و حسن عقيدت و اختصاص هميشه خود را كلب آستان سعادت آشيان عز و شرف اعنى سلطان خطهء نجف ميشمارد و پيوسته آرزوى خاكروبى آنروضهء مقدس و مرقد مطهر اقدس و زيارات مراقد متبركه ائمهء كرام سلام اللّه عليهم اجمعين در ضمير منير اخلاص گزين آن حضرت رسوخ تمام داشت ليكن بنابر ظهور هر گونه موانع و مشاغل روزگار و صورت صلحى كه فيما بين آن حضرت و روميه وقوع يافته در نظرها منافى عهد و مغاير پيمان مينمود تا غايت در عهدهء تعويق مانده بر حسب الامور مرهونة باوقاتها از قوت بفعل نميآمد . درين وقت كه روميه بپادشاه خود عصيان ورزيده بقتل سلطان عثمان چنانچه گذشت دليرى كردند و در هر سرى سودائى پديد آمده حكام و پاشايان رومى در سرحدها بامور مغاير صلح اقدام نموده هيچيك مقيد بامر و نهى ديگرى نبود بتخصيص مردم بغداد كه نه مطيع رومى بودند و نه منقاد قزلباش و اختلال احوال سكنهء آن ملك و مجاورين عتبات عاليات بر ضمير منير اشرف پرتو ظهور انداخت در حينى كه عزيمت قشلاق مازندران فرموده متوجه آن صوب بودند بالهام ملهم اقبال و اشاره غيبى فسخ عزيمت مازندران فرموده به قصد زيارت روضهء مطهر شاهنشاه خطه نجف و حضرات مقدسات ائمه كرام سلام اللّه عليه و عليهم السلام كه هميشه مركوز خاطر و مكنون ضمير انور بود به سفر خير اثر بغداد متوجه گرديدند كه بتوفيق اللّه تعالى بدان سعادت عظمى فايز گشته از پرتو ورود موكب مسعود و ميمنت قدوم سعادت لزوم اشرف استقامتى در احوال سكنهء آن ملك و سدنهء روضات مقدسات پديد آمده بيچارگان و درماندگان را از چنك ارباب ظلم و عدوان خلاصى روى دهد و از لطايف غيبيه باعث بر امضاى اين عزيمت شد آنست كه چون حضرت اعلى برسم معتاد و عادت معهود كه در امور كليه و جزئيه بىتفأل و مشورت الهى در هيچ امرى شروع نمينمايد درين ماده بكلام مجيد ربانى تفأل فرمودند . در اول صفحهء يمنى بسم اللّه الرحمن الرحيم كه بين الجمهور دليل افتتاح مقصد و مباركى سفر است برآمد بدين اشارت با بشارت مستبشر گشته در ساعت مختار كه سعود اقتباس سعادت از آن نمايند از دار السلطنهء اصفهان برهنمون قايد توفيق با قليلى از جنود قاهره كه در ركاب مقدس حاضر بودند و جهان جهان شوق و عالم عالم شعف قدم توكل بر شاهراه مقصود نهادند و از اتفاقات حسنه توكلت على الله از واردات طبع ضياء محمد يوسفاى قزوينى تاريخ اين سفر خير اثر است چنانچه درين قطعه بيان كرده :