اسكندر بيگ تركمان

938

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

مصالحه راسخند از آنطرف نيز عهد نامهء عاجلا به مهر سردار كه از جانب پادشاه مرخص و صاحب اختيار است و ممهور اركان دولت عثمانى و قاضى و مفتى و عظماء كه همراه‌اند درست نموده مصحوب ايلچيان سابق كه در آن صوب اندار سال دارند . سپهسالار و عساكر ظفر شعار حسب الفرمان شهريار كامكار تا چمن اختاخانهء مرند بدين دستور تعاقب نموده و در هر مرحله چنان قريب باردوى مخالف نزول مينمودند كه خيام هر دو اردو منظور انظار طرفين بود و خليل پاشا اين مقدمه را به رسيدن ايلچى مجدد موقوف ميداشت پسران خندان آقا صريحا بسردار و ينكچرى آقاسى و قزلر آقاسى كه در آنجا نواده بغايت معتبر و مؤسس مرتب امور دولت‌اند خاطر نشان مينمايد كه چنين بيمحابا پيش آمدن قزلباش علامت آنست كه از جانب پادشاه خود رخصت محاربه يافته‌اند اگر فى الواقع در مقدماتى كه تمهيد يافته راسخيد ايلچى سابق قزلباش را با عهدنامه كه طلب نموده‌اند بر وفق رضاى اشرف اعلى درست داشته ارسال ميبايد داشت و مضايقه بامور جزئيه نميبايد كرد و الا آماده محاربه و جنك بزرگ سلطانى ميبايد بود كه عنقريب بظهور ميپيوندد . چون عساكر روم كه پشت ايشان بجنود تاتار قوى بود سستى پذيرفته بود و در هر مرحله كه بولايت خود نزديكتر ميشدند تفرقگى لشكر بظهور مىپيوست سردار استعداد جنك و جدال در سپاه روم نديده باستحكام قواعد صلح پرداخت و عهدنامه بر نهجى كه مرضى خاطر مبارك بود در قلم آورده به مهر خود و سجل قاضى عسكر و مفتى و معارف لشكر و عظماء امراء و اعيان شاه تسليم ميرزا حسين نموده او را روانه نموده خود كوچ كرد و چون مشار اليه باردوى سپهسالار رسيد بعد الوصول نزل و ساورى كه از جانب اشرف اعلى نامزد روميه شده بود ارسال يافت و ميرزا حسين در دار الارشاد اردبيل بشرف تقبيل عتبهء عليه گردون نظير مشرف گشته حقايق حالات عرض كرد و يادگار على سلطان نيز از اردبيل بآئين شايسته روانهء جانب قسطنطنيه گشت شرح وقوع مصالحه و مراجعت يادگار على سلطان و آمدن ايلچى معتبر از جانب سلطان عثمان در قضاياى سال آينده نگاشتهء كلك بيان ميگردد انشاء الله تعالى . بعد از وقوع اين حالات سپهسالار مذكور تا موضع تركمان كندى گر مرود آمد در آنجا حكم شد كه بسان عساكر ظفر نشان پرداخته جنود منصوره را رخصت اوطان دهد و خود با ملازمان خاص بدار السلطنهء تبريز عود نموده بجبر اختلال احوال رعايا و زير دستان و جمعيت پراكندگى ديار پريشانى پردازد و حكومت آن خطهء دلگشا و امير الامرائى كل آذربايجانى به او تفويص يافت و درين آمد و رفت عسكر بيشمار روم و تاتار و محاربه عظيمى كه وقوع يافت حفظ الهى نگهبانى كرده از عساكر منصوره سواى چند نفر تفنگچى كه در بدايت وصول سپاه مخالف در خسرو شاه تبريز على الغفله بجمعى تاتار دوچار شده شهد شهادت چشيده بودند و چهار پنج نفر از اواسط الناس قزلباش كه در معركه جنگ تفنگ خورده بودند ديگر كسى كه نام و نشانى داشته باشند ظاهر نشد كه راه عدم پيموده باشند العلم عند الله و از مراحم و اصطناعات شاهانه نقصان و خسرانى كه از ممر عبور لشكر مخالف برعايا و عجزه آذربايجانى رسيده بود از روى تحقق و تفتيش در قلم آورده مع شئ زايد از ديوان اعلى عوض داده شد و رعايا بدين عطيهء عظمى مسرور و شادمان گشته در لوازم دعا گوئى افزودند و رايات جلال بصوب عراق در حركت آمد .