اسكندر بيگ تركمان

934

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

ذكر محاربهء لشكر ظفر شعار با سپاه روم و تاتار و فيروزى يافتن جنود ظفر ورود و بازگشتن سردار و وقوع مصالحه بتقدير پروردگار شرح محاربهء مذكور كه از ثقات استماع افتاد برين نهج است كه جانى بيك گراى پادشاه قبيله تاتار قراقرم و چندى از امراء و پاشايان روم و شجعان و جنگ جويان آن مرز و بوم نزد سردار جمع آمده در باب معاملهء قزلباش گفتگو آغاز نهادند ما حصل گفتگوى ايشان آنكه دو سه سال شد كه عزيمت سفر عجم و مجاربهء لشكر قزلباش تمهيد يافته و سپاه تاتار بدين عزيمت در ديار روم اقامت دارند و نقصان و خسران بيشمار بملك و مال رسيده و اصلا نتيجه برين آمد و رفت مترتب نميشود و لشكر تاتار زياده از اين درين ديار توقف نميتوانند نمود و در محاربه اصرار دارند صلاح درين است كه با گروهى از جنود روميه و تاتار بعزم رزم بر سر سردار قزلباش رويم اگر ظفر يابيم فهو المطلوب و الا نزد همگنان بتقصير متهم و بجبن و بددلى منسوب نگرديم هر چند اين اراده منافى مقدماتى است كه خليل پاشا در ميان دارد اما جمعى اين گفتگو را تقويت نموده بدلايل سپاهيانه سردار را بلشكر فرستادن راغب ساختند لشكر تاتار در آنوقت بقول اصح زياده از پانزده هزار نبودند سى و پنجهزار كس ديگر از سپاه روم و بيگلربيگيان سرحد و عشاير اكراد بسردارى حسن پاشا كه بيگلربيگى ارز روم و در سلك وزراء بود تعيين نمودند كه مجموع چهل هزار رومى تعيين كرده بودند كه مجموع شصت هزار باشند اما الاول اصح . الحاصل سپاه تاتار و طبقات لشكر روم از قول وينكچرى و غيرهم به يكديگر پيوسته شب از موضع از شتاب نام محلى كه تا سقنسراى محل اقامت قزلباش چهار فرسخ است گذشته صبحى نمايان شدند و چون امراء نامدار بى اختيار آمادهء جنگ و پيكار گشتند افواج قاهره فوج فوج و قشون قشون جبه و يراق بر خود مرتب ساخته بعرصه گاه نبرد آمدند و زبان حال شيردلان معركهء قتال بدين مقال گويا بود : شعر كه اى شيرمردان دشمن شكار * بداريد انديشه از كارزار چرا پا كشيم از ره كينه پس * نخسبد شب كور در خانه كس قرچغاى خان با عموم ملازمان درگاه كه قريب بيست هزار بودند در قلب قرار گرفته غازيان شاملو با فوجى از اصحاب دست چپ اعلام جلادت افراخت امراء عظام و سرداران ميمنه و ميسره بقاعده و آداب مقرر قول آراسته و چرخچى و هراول پيراسته روى بمعركه قتال آوردند و قريب يك فرسخ بمقابله شتافته در پل شكسته نام محلى مقدمة الجيوش طرفين به يكديگر ملاقى شدند سپاه مخالف نيز از آنطرف صفوف آراسته از دليران روم و مبارزان تاتار جوانان جنگجوى جلادت شعار دست بتير و كمان و سيف و سنان بردند و از طرفين بهادران رزم آزماى بر يكديگر حمله نموده آتش حرب بنوعى افروخته گشت كه خرمن عمر پردلان معركه كارزار از آشنا و بيگانه ميسوخت گرد و غبار معركه نبرد بفلك تيز گرد