اسكندر بيگ تركمان

1057

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

ذكر مراجعت موكب همايون از عراق عرب و قشلاق نمودن در مازندران بهشت نشان بىتعب چون رايات ظفر آيات جاه و جلال بر نهجى كه مرقوم كلك بيان گشت بفيروزى و اقبال از سفر خير اثر دار السلام بجانب عراق در حركت آمد بعظمت و كامرانى بحدود همدان رسيد روزى چند در ييلاق ميم از ييلاقات آنجا اقامت اتفاق افتاده در آنجا متوجه نظم و نسق مهمات بغداد گشته توليت مشاهده مقدسه و خدمت روضات مطهرات از سارو سلطان تغيير يافته بصفى قليخان تفويض يافت و در ازاء مردانگيها كه از او در قلعه دارى بغداد بظهور آمد شير على لقب يافت . خسرو ميرزاى گرجى داروغه اصفهان را سركار عمارت فرموده جهت تعمير و شكست و بست قلعه و احداث برجهاى عالى و حفر خندق بدان صوب فرستادند و معماران و استادان بنا و بيلداران عمله فعلهء آن كار تعيين يافت و جمعى از سپاهيان و تفنگچيان را كه محصور گشته ايامى مشقت قلعه دارى كشيده بودند از آن خدمت معاف داشته جمعى ديگر در عوض فرستادند . بعد از فراغ خاطر از امور مذكور عنان عزيمت بصوب سلطانيه گردانيده چند گاه بلده مذكور محل اقامت خسرو مظفر منصور بود و در آنجا بسان عساكر ظفر نشان پرداخته از هر كس در معركهء غزاى گرجستان و معارك بغداد مردانگى صدور يافته بود بجايزه و جلد و ساير نوازشات و تفقدات سرافرازى يافتند . جمعى از ارباب ارادت كه از روى غيرت و حميت ارتكاب مشقت اين يساق نموده بودند در سلك قورچيان و ملازمان درگاه انتظام دادند و زمان بيك ناظر را سردار سه هزار تفنگچى گردانيده بجانب آذربايجان فرستادند كه بقورچى باشى و عساكر آنجا ملحق گشته در انتظام امور سرحد بدانچه صلاح دين و دولت باشد به عمل آورند . شرح آمد و رفت او در قضاياى سانحهء آنجا در طى حالات سال آينده مرقوم قلم سوانح رقم خواهد شد و چون در بغداد حافظ احمد پاشاى سردار صلاح ديده بود كه حضرت اعلى مكتوب دوستانه در باب تعزيه سلطان عثمان و تهنيت جلوس سلطانمراد نوشته اشعارى در باب ملك بغداد كه اوجاق قديم و موروثى اين دودمانست بفرمايند و محمد آقا نام ايلچى كه قبل ازين در زمان حيات سلطان عثمان آمده بود و مصطفى آقا كه از جانب سردار در بغداد آمد هر دو در اين ماده كه موجب رفع غبار كلفت و سلامت و عافيت خلايق و عباد اللّه و صلاح انديشى طرفين است غلو داشتند بمصلحت جمهور ايشان را مرخص ساخته طهماسب قلى شيره دنلى را برسالت روم تعيين فرموده مكتوب محبت اسلوب بر نهج مسطور در قلم آورده در مرافقت ايلچيان مذكور روانه فرمودند . شرح احوال او نيز در قضاياى سال آينده رقمزدهء كلك شيرين مقال ميگردد و در سلطانيه عموم سپاه رخصت اوطان يافته موكب همايون با ملازمان ركاب اشرف بدار السلطنهء قزوين آمده در دولتخانهء مباركهء آنجا نزول اجلال فرمودند و چون ايلچيان پادشاه ارس و ايلچى ندر محمد خان اوزبك والى بلخ جهت تجديد قواعد صداقت و دوستى بپايهء سرير اعلى آمده در قزوين [ 745 ] اقامت داشتند بسعادت بساط بوسى فايز گشته مكاتيب و تحف و هدايا كه آورده بودند گذرانيده قرين اعزاز