اسكندر بيگ تركمان

1058

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

و احترام روانه شدند و از آنجا عزيمت قشلاق مازندران بهشت نشان فرموده بسعادت و اقبال روانهء آنطرف گشتند و زمستان را در دار السرور فرحاباد و بلدهء طيبهء اشرف و ساير محال ارم تمثال آنولايت بكامرانى و اقبال و سر و سوارى و شكار گذرانيدند . از مشاهير متوفىها كه در اين سال بعالم بقا پيوستند : طهماسب قلى خان ترخان تركمان كه از زمرهء مقربان بساط اقدس بود در سال گذشته رتبهء ايالت و خانى يافته در اين سال بحكومت و دارائى دار الامان كرمان سربلند گرديد و در سفر خير اثر بغداد ضعف معده بر او طارى گشته از افراط اكل و شرب نامناسب آن ضعف قوت گرفت بمعالجه و مداوا كمتر ميپرداخت و سخن اطبا را اعتبارى نمينمود روز بروز مرض اشتداد مىپذيرفت حضرت اعلى از شمول عاطفت او را از گرمسير رخصت ييلاق دادند و طبيبى همراه كردند او رفته در ييلاق كردن رحل اقامت انداخت به همان دستور مقيد بمعالجهء طبيب نميشده برأى خود عمل مىكرد . بالجمله هر روز يك مرحله موت را استقبال مينمود تا به او رسيده هادم اللذاتش دريافت ايالت كرمان علاوهء منصب مهردارى بامير خان مربى سوكلن كه از امراء بزرگ ذو القدر است تفويض يافت . ميرزا ابو طالب رضوى كه از سادات عالى درجات مشهد مقدس معلى و متولى روضهء منور معطر سلطان روضهء رضا بوده در سفر خير اثر بغداد ملازم ركاب اشرف بود و بعد از انهزام روميه بشرف زيارت روضات مطهرات كاظمين و كربلا و نجف مشرف گشته راقم حروف نيز با آن سيد عاليقدر معاشر و در زيارت مشاهد مقدسه رفيق و همصحبت بود بعد از معاودت از خدمت اشرف رخصت يافته از قزوين روانهء مشهد مقدس معلى گرديد روزى در بلدهء طهران از افراط ميوه‌هاى متنوع الوان و اكل طعام قولنجى قوى بر او طارى گشته بمعالجاتى كه دافع آن تواند بود نمودند مفيد نيفتاده بعالم بقا پيوست نعش او را بمشهد مقدس برده در روضهء مقدسهء جد بزرگوارش مدفون گرديد .