اسكندر بيگ تركمان
1038
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
مراد پاشا كه دو ماه بود كه بمحاصرهء حصار نجف اشرف بود و توپ [ 731 ] و تفنگ بجانب روضهء مقدمهء حضرت . شير خدا شاه ولايت على * صيقلى شرك خفى و جلى مىانداخت و از دورباش حارسان جنود غيبى و خوارق عادات و كرامات روح مطهر آن مظهر العجايب چنانچه در ذيل اين صحيفه مسطور خواهد گشت كارى نساخته بىنيل مراد و مقصود بازگشته بسردار ملحق شد صلاح در يورش ديد وزير برج بزرگ طرف قراقاپى را خالى كرده باروط انباشتند و على الغفله آتش دادند از قوت صدمهء باروط و اشتداد آتش خاك آن برج به هوا رفته انهدام پذيرفت و رخنهها پديد آمد و نردبانها نيز به ديوار حصار داده از انهاء يكى از صوفيان بيكدلى از عزيمت يورش خبر يافته بود و قلعه دارانرا اخبار نمود و ساير سرداران محافظان بروج هر يك برج و بارهء خود را مردانه نگاه داشته بضرب گلولههاى تفنگ مرگ آهنگ و خدنگهاى جان فرسا دفع شر و صدمهء آن گروه ميكردند . اما از زير برجى كه بصدمهء آتش و قوت باروط انهدام پذيرفته بود جمعى كثير داخل قلعه شده دلاوريها بظهور آوردند و علمى آورده بر بالاى برج افراشتند . صفى قليخان و مير فتاح مين باشى با فوجى از مردان كار و تفنگچيان قلعه دار مردانه - وار بدفع آن گروه روى آوردند علمدار رومى بضرب تيغ يكى از غازيان از پاى درآمده علم صولت ايشان سرنگون شد و بطرفة العينى گروه انبوه از آن مخاذيل در هر طرف بر خاك هلاك افتادند جمعى كه داخل قلعه شده بودند چون مشاهده نمودند كه حصار ديگر در اندرون كشيده شده از تسخير مأيوس گشته راه خلاص و نجات ميجستند اكثر در بازگشتن بديار فنا شتافتند و آنچه از تقرير منهيان راست گفتار مسموع شد درين يورش قرب پنجهزار كس از جنود مخالف بر خاك هلاك افتاده بديار عدم شتافتند و برخى كه منهدم شده بود تعمير يافت و روميه مخذول و مقهور خود را بسيبها رسانيده درين يورش كارى نساختند . چون حضرت اعلى شاهى ظل اللهى از انهاء منهيان عيار پيشه و جواسيس فكرت انديشه از حقايق حالات يومى بيرونى و اندرونى قلعه خيبر و آگاه بودند و در شبى كه قرار يورش يافته بود دغدغه ناك بودند منجمان پايهء سرير اعلى سيما ولدان قدوة المنجمين مولانا مظفر جنابدى كه درين فن مهارت كامل دارند از طالع مسئله استخراج نمودند كه روميه را درين يورش كارى از پيش نميرود و مولانا محمد طاهر يزدى كه در سلك منجمان خاصهء شريفه منسلك و درين علم شريف ماهر و متبحر است زياده از اقران در عدم استيلاى روميه بر آن ملك اصرار نموده از بدايت حال دعوى مينمود كه از آثار و اوضاع كواكب و دلايل نجومى ظاهر نميشود كه روميه درين آمدن بر قلعه بغداد تسلط و فيروزى يابند و بر طبق اين دعوى اراده كرد كه بقلعه رفته در مدت محاصره با ساير محصوران بسر برد و حسب الاستاعا رخصت يافت ليكن زينل بيك سردار لشكر ظفر شعار مانع آمده نزد خود نگاه داشت و در ميان سپاه منقلاى بود و حضرت اعلى چنانچه شيوه و شعار نيازمندان درگاه ايزدى و معتاد شبانروزى آن حضرتست بدرگاه الهى واثق بوده سلامت و عافيت پراكنده دلان محصور را از بارگاه مهيمن متعال مسئلت مينمودند تا آنكه مسرعان رسيده اخبار قلعه و غلبهء قلعه دارانرا باردوى ظفر نشان آوردند و بمحامد ايزدى و شكر الطاف يزدانى پرداخته جهت صفى قليخان و مبارزان قلعهدار صلات ارجمند فرستاده عموم قلعه بنوازشات خسروانه سرافرازى يافتند .