اسكندر بيگ تركمان

1039

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

چون اسباب و يراق جسر ترتيب يافت زينل بيك سردار لشكر عجم كه بفرمان همايون فرمانرواى ممالك كسرى و جم كمر مردانگى بمدافعه و محاربهء دشمن چست بسته بود بستن جسر را بنابر بعد مسافت در بهريز صلاح نديد و كنار آب را احتياط نمود و شش فرسخ پائين‌تر محلى را كه تا بغداد سه فرسخ بيش نبود مناسب سفاين و اسباب جسر را به آنجا نقل نموده شروع در بستن كرد و عساكر منصوره مقدمة الجيش از بهريز كوچ كرده به آنجا آمدند . روميه ازين اراده آگاه گشته مراد پاشا كه بشجاعت و دلاورى مشهور و از اقران ممتاز بود با موازى پانزده هزار كس از شجعان قوم و چند عرابه توپ و ضربزن بعزم ممانعت و دستبرد بكنار آب آمد تا رسيدن آن گروه جسر ترتيب يافته بسته شده بود خلف بيك سفره‌چى باشى كه چرخچى سپاه منقلاى بود با جمعى شروع در گذشتن كردند . در اثناى عبور جسر قصور يافت زينل بيك فى الفور باصلاح قصور پرداخته هنوز زياده از چهار هزار كس عبور نكرده بودند كه سپاه مخالف پيش آمده فيما بين جنگ در پيوست در اندك زمانى دلاوران سپاه منصور داد دلاورى دادند و خلف بيك با جنود چرخچى بر صف سپاه مخالف تاخت [ 732 ] و گرد از معركهء نبرد برآورده خاك معركه را از خون مخالفان گلگون ساخت جنود روميه تاب صدمات دليران سپاه منصور نياورده بهم برآمدند و پاى ثبات و قرارشان سستى پذيرفته پشت بمعركه دادند و مراد پاشا روى بانهزام آورد . عساكر منصوره بتعاقب شتافته قريب يكهزار و پانصد نفر از گروه مخالف بتيغ تيز و سنان خونريز بر خاك هلاك انداختند و چندى از عظماء و سنجق بيگيان رومى و اكراد اسير و دستگير شدند مراد پاشا زخمدار و ناتوان به صد حيله از چنگ جنگ آوران رهائى يافته در شب ديجور سر برهنه داخل اردوى روميه شد و چون زمانه ملبس به لباس عباسيان گشته شب ظلمانى پرده بر روى روزگار كشيد جنود ظفر ورود مظفر و منصور بازگشتند و حقيقت اين فتح مبين بپايهء سرير خلافت مصير عرض نموده در حينى كه اردوى گردون شكوه چند مرحله پيش آمده كنار نهر بلادرود از انهار آب دياله كه بشط بهريز اشتهار دارد مخيم سرادقات عز و جلال بود حقايق حال بعرض اقدس رسيد و بورود مژده بهار و بشارت نوروز فيروز كه هنگام آغاز آن شده بود توام و دست و گريبان گشت و از اين فتح نامدار كه در بدايت حال بوقوع پيوست نيكخواهان بفتوحات عظيمه فال گرفتند و جنود ظفر ورود مورد تحسين و آفرين گشتند . چون آخر سال شد و درين نسخهء عالم آرا بعد از تحرير وقايع و قضاياى هر سال مشاهير متوفىهاى آن سال كه وداع زندگى كرده سفر عقبى اختيار نموده‌اند تحرير مييابد باقى حالات اين سفر فيروزى اثر و وقايعى كه بظهور پيوست بعد از ذكر متوفىها در طى قضاياى سال نو مرقوم كلك سعادت رقم ميگردد ، انشاء اللّه تعالى . متوفىها كه در اين سال پر ملال از گردش روزگار و عادت مألوفه چرخ ستيزه كار بعضى در معارك كارزار و حادثهء دهر بيمدار شربت خوشگوار شهادت نوشيده و بعضى از دست ساقى اجل شهد ممات چشيده سر بنقاب تراب كشيدند به ترتيب مذكور مىشود . قرچقاى خان كه چنانچه مذكور شد در گرجستان بتيغ غدر موراو نمك حرام كشته