اسكندر بيگ تركمان
1028
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
درين وقت گروهى از لشكريان كه در گوشه و كنار و يمين و يسار بودند چون قول بزرگ نمايان نبود ازين غوغا و آشوب و خيرگى سپاه كفر و ضلال بتصور آنكه العياذ بالله شكستى به حال لشكر اسلام راه يافته پاى اقامتشان سستى پذيرفته بعضى از جبن و بددلى و بعضى بدوستى مال و صيانت اموال روى از معركه برتافتند و اين آشوب و انقلاب بر لشكر قول نيز سرايت كرده تزلزل و تفرق به حال سپاه راه يافت ليكن قورچى باشى از وفور غيرت و دليرى با معدودى از دلاوران جان بناموس ده از مشاهده اين حالات اصلا تزلزل بخاطر راه نداده در معركه پاى ثبات و قرار استوار داشت جمعى از جنود قاهره كه مشاهده صبر و ثبات قورچى باشى نمودند قوى دل گشته تكيه بر قوت اسلام و نيروى اقبال شهريار گردون غلام كرده بآرزوى شهد شهادت قويدل و گشاده پيشانى بجانب كفره تاختند و خاك معركه را از خون آن خون گرفتگان گلگون ساختند . مقارن اين حال شاه بنده خان نيز كه از عقب ميآمد با فوجى از پيشروان سپاه خود از گرد راه برزمگاه رسيده مايه استظهار و دلگرمى گريختگان وادى ادبار گشته روى بنبردگاه آوردند تيغ يمانى سرافشانى آغاز نهاده و بطرفة العينى بطعن ثعبان مثال و ضرب شمشير صاعقه كردار تا موازى ده هزار پياده و سوار آن گروه اشرار بر خاك هلاك افتاده دمار از نهاد آن خاكساران برآوردند و موراو سيه بخت و طهمورث و اتابيك سپاه كفر و ضلال را تار و مار و خود را سرگشتهء وادى ادبار ديده پشت بمعركه داده راه هزيمت پيمودند و حاميان حوزه اسلام بر حسب الحق بعلو و لا يعلى غالب گشته مغلوبان تيره روزگار بجانب تفليس شتافته چون به آنجا رسيدند از آب كر عبور نموده پل را كه از چوب ترتيب يافته بود سوختند و خود را به انبوه كشيدند و از معارف و سران سپاه گرجى طهمورث مير محران و آقا تنگيز و ايوال [ 724 ] بيك و بيجن بيك و سهراب بيك از زمره قتيلان بودند و از عساكر منصوره چند نفر از يوزباشيان قورچى و غلام و تفنگچى در حملهء اول بقتل آمده از اواسط الناس قريب يكهزار نفر كه اكثر آن از جنود تفنگچى بودند شربت شهادت نوشيدند . بعد از فتح و ظفر كه قورچى باشى و امراء بازگشته باردو آمدند خيمها را ابتر و از اسباب خالى يافته و از اسب و استر و شتر نشانى نديدند نهايت بيسامانى در ميانهء لشكر واقع شده رفته رفته اخبار فتح و فيروزى اشتهار يافت و پراكندگان اردو بتدريج جمع آمد آنچه از دواب و استر و اموال و اشياء بدست آمد صاحبان به تصرف درآوردند و در اصلاح حال خود كوشيده فى الجمله انتظامى در معسكر پديد آمده از آنجا كوچ كرده بتفليس رفته محصوران از تنگناى محاصره و عسرت معاش خلاصى يافتند . جمعى از كفره به طرف باشى آجق رفته سقناقى كرده بودند شاه بنده خان و قزاق خان با جنود قاهره بر سر ايشان رفته غنائم موفور و استر بسيار بدست آورده مظفر و منصور بازگشتند و حقايق حالات بدرگاه جهان پناه عرض كرده در حينى كه موكب همايون از دار السلطنهء قزوين حركت كرده در بيرون شهر اقامت داشت مسرعان وارد گشته مژدهء فتح و ظفر رسانيدند . ذكر رفتن فوجى از افواج قاهره بصوب قزاق خان و كشته شدن شاه بنده خان از اصابت عين الكمال و چشم زخم روزگار كه درين سفر خير انجام بعساكر اسلام رسيد