اسكندر بيگ تركمان
1029
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
كشته شدن شاه بنده خان و گرفتارى قزاق خان است در راه قراقلخان . شرح واقعه آنكه عبد الغفار بيك ولد فرامرز بيك از معتبران طايفهء گرجى است كه سعادت اسلام دريافته در خدمت اشرف بغايت معزز و گرامى و همشيرهاش در سلك پردگيان سرادق سلطنت و پرستاران حريم عزت منتظم بود و خود نسبت دامادى امام قليخان بيگلربيگى فارس و درين هنگام در گرجستان بود گرجيان بعد از ظهور عصيان او را به چشم نگاه ميداشتند و خاطر اشرف همايون اعلى به آن متعلق بود كه عساكر منصوره در استخلاص او و متعلقانش ساعى بوده بهر عنوان ميسر باشد بدست آورند . بعد از محاربهء مذكور مشخص شد كه متعلقان او در قلعه قراقلخاناند و اين قراقلخان محلى است از توابع گرجستان صعب المسالك و قلعچه دارد كه به جهت صعوبت راه و انبوه بيشه و جنگل محل استظهار گرجيان است قورچى باشى فوجى از امراء و عساكر منصوره را بسركردگى شاه بنده خان بيگلربيگى آذربايجان و قزاق خان بيگلربيگى شيروان و خسرو ميرزا و برادر بكرات خان گرجى بحصول اين مدعا بر سر قراقلخان فرستاد و خوائين عظام و عساكر نصرت فرجام از راه صعب به مقصد شتافته بپاى قلعه رسيده احاطه نمودند اهل قلعه معدودى كه اسم و رسمى نداشتند راضى شدند كه متعلقان عبد الغفار را تسليم نمايند و عساكر منصوره مراجعت نموده ديگر تعرضى نرسانند امراء عظام نيز صلاح در توقف نديده كوچ و متعلقان او را گرفته كوچ كردند . جمعى از گرجيان و طبقه ياغيان از اين واقعه خبردار گشته در چند محل تنگناى راه تفنگچى و كماندار گذاشته محل عبور لشكر را مسدود گردانيدند كه در وقت مراجعت عساكر منصوره دستبردى نمايند . از مؤيدات اقبال قائد تقدير عنان امراء عظام را از آنراه برگردانيده راه ديگر اختيار نمودند و پيش و پس لشكر را بمردان كار استحكام داده به احتياط تمام طى مسافت مينمودند مخالفان بعد از انتظام بسيار واقف شدند كه سپاه قزلباش از راه ديگر رفتهاند جمعى را بآنطرف فرستاده روزى در اثناى عبور كه لشكريان اكثر گذشته به منزل نزديك شده بودند و شاه بنده خان و قزاق خان با معدودى پس لشكر را گرفته به احتياط ميآمدند از يكطرف راه آواز تفنك از ميان بيشه برآمده و ظاهر شده كه آواز تفنك گرجى است كه از سه طرف در مقام جنك و جدال درآمدهاند فيما بين امراء مذكور و آن جماعت جنگهاى صعب روى داده از آقايان تركمان ملازمان شاه بنده خان جوانان كارآمدنى ضايع شدند . اكثر لشكريان قزاقخان ايستادگى نكرده راه سلامت جستند قزاقخان خود از فرط شجاعت و جهالت ايستادگى كرد شاه بنده خان راضى بايستادن نبوده و ميگفته كه بجنك اين جماعت مشغول شدن صلاح نيست در گذشتن سعى ميبايد كرد قزاق خان مسموع نداشته از جوى آبى كه در سمت راه بود گذشته به طرف مخالفان توجه نموده كه از حال آن جماعت و كثرت و قلت ايشان چيزى يافته در خور آن فكرى بصواب انديشند . در آن تنگناى گرجيان او را با چند نفرى تنها ديده بر سر او آمدند شاه بنده خان او را [ 725 ] در آن مهلكه گذاشته خود راه نجات جستن بمقتضاى غيرت و شرط رفاقت و همراهى ندانست او نيز از آن جوى گذشت . در اينوقت جمعى كثير از گرجيان در ميان بيشه نمايان شده بر سر ايشان هجوم نمودند و