اسكندر بيگ تركمان
1016
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
شاهزاده خرم ابن پادشاه و الا جاه گردون بارگاه حضرت شاه سليم فرمانروائى ممالك هندوستانست كه در قصبهء شريفهء اشرف آمده تقبل بساط جلالت مناط سرافراز گشته مكتوبى محتوى بر حسن ارادت و اخلاص و شرح منازعه كه با فساد مفسدان ميانهء او و منسوبان والد عاليشأن روى داده بود به نظر انور در - آورد و در آن مخالصت نامهء نامى شكايت بسيار از بىتوجهى و بىالتفاتى پدر بزرگوار بغايتى كه لشكر بر سر او فرستاده بوده نموده بود حضرت اعلى خواجه حاجى مذكور را بنوازشات شاهانه سرافراز فرموده تا نوروز جهان افروز در پايهء سرير اعلى بود بعد از نوروز فيروز اجازت معاودت يافت و جواب نامه بر وجه مرغوب پدر فرزندانه مرقوم گشته در آن مفاوضت سامى نصايح مشفقانه درج فرموده اعلام نمودند كه چون اطاعت والدين بفرمان واجب الاذعان آفريدگار زمين و زمان بر ابنا و فرزندان فرض و متحتم است لايق به حال آن فرزند سعادتمند آنكه رضاجوى خاطر شريف پدر بزرگوار بوده آن حضرت را بوفور خدمتكارى در غايت حسن ادب بر سر رضا آورد و از امورى كه مكروه طبع شريف آن حضرت باشد اجتناب لازم داند كه هر آينه اين معنى فى نفس الامر موجب خشنودى خالق و پسنديده خلايق و سرمايهء عزت و اعتبار و برخوردارى آن فرزند سعادتيار خواهد بود و با خصماء و ارباب عرض مدارائى كرده بتفقد و دلجوئى افسر گرانمايه جهتمندى بخشد و ايلچى مذكور را باصطناعات خسروانه نواخته مقضى المرام با تنسوقات لايقه روانه فرمودند . ديگرى ايلچى شاهين گرايخان پادشاهزادهء تاتار است كه چنانچه سبق ذكر يافته از حوادث روزگار و عناد جانى بيگ گراى عمزادهاش كه بتقويت روميان بسلطنت قوم تاتار رسيده با او معاودات ميورزيدند التجاء بسايهء چتر اقبال همايون آورده مدتى در ركاب سعادت انتساب معزز و كامياب عزت بود دربند شيروان محل اقامتش قرار يافته در كمين سلطنت موروثى بود و حضرت اعلى همت و الا بر حصول اين مطلب گماشته معاونت و معاضدت صورى و معنوى بظهور ميآوردند . در اين سال بمعاونت جنود غيبى و هر گونه وسايل كه در مشيت الهى مقحم و در لوح محفوظ مرقوم و مثبت بوده سلطنت قوم تاتار و فرمانروائى مملكت آن دودمان بمحمد گرايخان برادر بزرگتر او قرار يافته عظماء قوم بسلطنت او و وليعهدى برادرش شاهين گرايخان كه باصطلاح تاتاران قلغاى مينامند اتفاق نموده او را طلب داشته و او از خدمت اشرف استمداد همت كرده روانه ولايت خود گرديد و بر حسب دلخواه كامروا گشته اعيان آن طايفه همگى سلطنت محمد گراى و وليعهدى شاهين گراى را پذيرفتند از تقرير ايلچى مذكور و واردين آن صوب چنين معلوم گشت كه از جانب خواندگار روم نقود وافره و تحف و هداياى فاخره آورده اركان دولت عثمانى او را باطاعت و انقياد سلسلهء آل عثمان و مخاصمت جنود قزلباش دلالت كرده بودند و او از وفور اخلاص و حسن ارادت دست رد بر سينهء مطلب ايشان نهاده خود را از هواخواهان صادق العقيدهء حضرت اعلى ميشمرد چنانچه نقش نگينش كه بر ضمن مكتوب صداقت اسلوب شاهى مهر زده بود غلام شاه عباس شاهين گراى بود و [ 716 ] با پاشايان روم كه بمعاونت جانى بيگ گراى بر سر او تعيين يافته بودند در كفه محاربات نموده غالب آمده بود حقايق حال و انتظام احوال خود را كه بنيروى اقبال و توجهات ظاهرى و باطنى آن حضرت و ميمنت توسل مخلصانه او بدين دودمان و الا وقوع يافته بود بعرض اقدس رسانيده شكر - الطاف و اعطاف شاهانه كه درين چند سال شامل حال او بود باحسن وجوه و ابلغ بيان ادا نموده بود و حضرت اعلى از وفور توجه و غايت اشفاق ايلچى او را مشمول نوازشات شاهانه گردانيده رخصت انصراف ارزانى داشتند و مكتوب عنايت اسلوب در قلم آورده در باب حسن سلوك و مدارا با دوست