اسكندر بيگ تركمان
1017
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
و دشمن نصايح ارجمند و ارشاد مرشدانه درج فرموده با خلع فاخره و هدايا و تنسوقات وافره ارسال داشتند . ديگرى ايلچى محمد پاشا ابازه است سيد عزيزى بود موسوم و معروف بامير افندى و روميان عموما سادات را بنابر تعظيم امير افندى مينامند باعث ايلچى فرستادن او آنكه چون بيگلربيگى ارز روم بود بنابر قرب جوار و مصلحت دنيا دارانه با امير كونه خان بيگلربيگى چخور سعد طرح الفت و آشنائى انداخته با او طريقهء مدارا مسلوك ميداشت . بعد از واقعهء سلطان عثمان و طغيان او به جهت بازخواست آن واقعهء و مأيوس گشتن از موافقت عظماى روميه چنانچه بتحرير پيوست بنابر احتياط و صلاح حال خود بوسيلهء امير كونه خان اظهار توسل به اين دولت ارجمند نموده ايلچى مذكور را كه از معتمدان او بود بپايهء سرير سلطنت مصير فرستاده خود را از زمرهء هواخواهان و منسوبان درگاه شاهى شمرد هر چند از سخنان ابازه رايحهء صدق و اخلاصى بمشام حضرت اعلى نرسيد و غرض اصلى او از اظهار عقيدت و اخلاص جز اين نبود كه اگر روميه در ازاء اعمالى كه ازو صدود يافت با او در مقام مخاصمه باشند و او را واقعهء پيش آيد مأمنى و گريزگاهى داشته باشد . اما بر مراعات سلسلهء ظاهر همچنانچه شيوهء رضيهء و اخلاق مرضيهء آن حضرت است كه رعايت جانب بيگانگان زياده از آشنايان مرعى ميدارند امير افندى را منظور نظر الطاف گردانيده منشور عاطفت بخطاب ارجمند خانى باسم ابازه در قلم آورده مستمال عنايت شاهى گردانند و به تنسوقات و هداياى شاهانه نوازش فرموده نوروز بيك نام قورچى استاجلو را در مرافقت امير افندى نزد او فرستادند و ابازه در بدايت حال بورود آن منشور اقبال افتخار نموده مقدم قورچى را باعزاز و احترام تلقى نمود بالاخره دو بينى و آثار مكر و حيله از او ظاهر شدن گرفت و نسبت بمنسوبان درگاه اعمال حيله اندود بظهور آورد چنانچه در ذيل اين اوراق مرقوم كلك بيان ميگردد : هست آئين دو بينى ز هوس * قبلهء عشق يكى باشد و بس وقايع متنوعه كه در اين سال بظهور پيوست چون اخبار روم و سردارى حافظ احمد پاشا و اجتماع لشكر در ديار بكر بنوعى كه مذكور شد از انهاى منهيان و جواسيس بمسامع عز و جلال رسيد بمظنهء آنكه مبادا لشكر به طرف آذربايجان كشند حزم و احتياط مقتضى آن گشت كه محل عبور لشكر روم را از ذخيره و ما يحتاج عارى سازند و آمد شد روميه به طرف آذربايجان از دو راه واقع مىشود يكى راه ارز روم و ديگرى راه وان چون ارز روم از عصيان و طغيان ابازه پاشا محل فتن و فتور است و از ديار بكر به راه وان آمدن مناسبت بيشتر داشت از مقربان بساط عزت رستم بيك يساول صحبت را بدار السلطنهء تبريز فرستادند كه باتفاق شاه بنده خان بيگلربيگى آذربايجان امراء و عساكر آن حدود را جمع آورده بجانب وان روند و آن حوالى هر جا امكان عبور روميه داشته باشد نهب و غارت كرده از ذخيره و ما يحتاج لشكر در آن ديار آثار نگذراند و رستم بيك حسب الفرموده بدانصوب نهضت نموده به اجتماع امراء و عساكر اشاره نمود .