اسكندر بيگ تركمان
685
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
صعب اتفاق افتاد و روميان تاب صدمات دليرانه جنود قزلباش نياورده پشت بمعركه داده روى به شهر و قلعه آوردند و جنود اقبال مخالفان را تا كنار خندق دوانيدند و چون درآمدن روميان در هنگام گريز از يك دروازه متعذر بود جمعى از آن دروازه راه نيافته از كنار خندق روى بجانب [ 478 ] دروازهء ديگر آوردند غازيان نصرت نشان فرصت غنيمت شمرده با آنكه از بالاى بروج قلعه و عقب ديوارها گلولهء تفنگ ينكچريان بر مثال تگرك ميريخت از آن نينديشيده كارزارى عظيم بوقوع پيوست خلقى كثير از روميه از دروازهء قتال بشهرستان عدم شتافتند چنانچه مردم اردو بازار از ميانهء باغات و خرابههاى حوالى شهر قريب چهل پنجاه نفر رومى را كه در گوشهها خزيده بودند گرفتند آوردند و بياسا ميرساندند در اين معارك از سپاه منصور كسى كه اسم و رسمى داشته باشد ضايع نشد و زياده آسيبى بسپاه ظفر پناه نرسيد و روميه را ديگر قوت و قدرت بيرون آمدن نمانده در قلعه خزيدند و سردار غريق بحر تفكر گشته دانست كه در توقف نمودن وان خطا كرده بوده و نخواست كه محصور قزلباش گردد با خود انديشيد كه مكرى بر آب زده كشتيها و سفاين بكنار درياچهء وان كه يكطرف آن بقلعه اتصال دارد آورده با جمعى كه مصلحت در مرافقت ايشان داشت بسفاين درآمد و كشتى انديشه را دريائى ساخته پوشيده و پنهان بيرون رفت الله ويردى خان حقايق حالات و محاربات كه در آن سفر با روميه وقوع يافت بپايهء سرير اعلى عرض نمود . ذكر توجه رايات ظفر پيكر از دار السلطنهء تبريز بجانب ييلاقات خوى و بيان بعضى احوال كه در آن عرصهء نشاط انگيز روى داد بعد از ورود اخبار فتح و فيروزى لشكر نصرت اثر رايات ظفر آيات بفيروزى و اقبال از دارالسلطنهء تبريز در حركت آمده نهضت همايون متعاقب الله ويرديخان و امراء و عساكر نصرت نشان بآنطرف واقع شد و چون حقيقت بيرون رفتن جغال اغلى از راه دريا در اردوى امراء شيوع يافته بتحقيق پيوست متعاقب او در حركت آمده با عادلجوز و ارجيش كه احتمال بيرون آمدن بود رفتند در آن حدود اثرى از او پيدا نبود و معلوم نميشد كه بكدام طرف رفته شرح رفتن و باز آمدن او در همين سال عنقريب مرقوم قلم شيرين مقال ميگردد اللّه ويرديخان و امراء از حدود ارجيش عنان بصوب مراجعت انعطاف داده سالما غانما در يورت سلمان آباد از اعمال خوى بموكب مقدس همايون پيوسته منظور نظر التفات شدند و حضرت اعلى شاهى ظل اللهى در ييلاقات آن حدود چند روز بمسرت و شادكامى و نشاط سير و شكار پرداخته موكب ظفر نشان تا صحراى چالدران كه نبردگاه پادشاه جم قدر سليمان شأن و سلطان سليم فرمان فرماى ممالك روم بود و بدينجهت شهرهء آفاق است چنانچه مولانا اميدى شاعر گفته : بيت قضا در كارگاه كبريائى * فكنده طرح اسليمى خطائى و اينكه حضرت خاقانى « خطائى » تخلص داشت ظاهرا از غايت اشتهار محتاج ببيان نبود توجه