اسكندر بيگ تركمان
684
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
كه چرخچى سپاه منصور بودند چند كس از عملهء طوايل و اسبان روميه كه در علفزار آن راه چرا مينموده بدست آوردند از امراى اكراد شيرازى سلطان محمودى با چند نفر از برادرزادهها و اقوام آمده بمعسكر ظفر اثر ملحق شد ساير ميران قبايل اكراد چنانچه شيوه و شعار زمين دارانست كه بلطايف - الحيل روز ميگذرانند بمراسله و پيغام بازگشت نمودند و جناب خان نيز صلاح در اغماض دانسته تكليف آمدن به آن وحشى صفتان نكرد . القصه چون عساكر نصرت نشان در يك منزلى وان نزول سعادت نمودند و جغال اغلى اطلاع يافت روز ديگر جنود قزلباش بآداب جنگ پرداخته چرخچيان را پيشتر فرستادند و جوانغار و برانغار و قول آراسته آماده حرب و قتال شدند آنا فآنا منتظر ظهور سياهى سپاه مخالف بودند جغال اغلى در آنوقت زياده از ده پانزده هزار كس بر سر نداشت و با اين مايه مردم با قزلباش كه در برابر ايشان هستند مقاومت نميتوانست كرد بتحصن و قلعه دارى قرار داده از شهر بيرون نيامد . اما بعضى پاشايان با جنود روميه بعزم آنكه پشت به ديوار بست شهر داده در سواد شهر حربى اتفاق افتاده بيرون آمده صف قتال آراستند و چرخچيان پيش فرستادند اما زياده از نيم فرسخ از سواد شهر دور نميشدند از هر طرف پاى جلادت پيش نهاده عساكر طرفين به يكديگر تلاقى شده جنگ در پيوستند و از جانبين حملات مبارزانه بظهور ميرسيد و تا سپاه قول كه بسردارى الله ويرديخان استحكام داشت ظاهر نشده بود روميان دست و پائى ميزدند . بعد از آنكه قول نمايان شده آواز كرنا و نفير به گوش مبارزان معارك دار و گير رسيد چرخچيان سپاه منصور جلوريز بر سپاه مخالف تاخته صف اعدا را از يكديگر پاشيدند شكست بر جنود رومى افتاده تيغ آتشبار در معركه صاعقه كردار سرافشانى مينمود و عساكر نصرت قرين بنيروى دولت و يمن اقبال از توپ و تفنگ روميه احتراز ننموده مردانه كوشيدند چنانچه چند نفر از روميه را دروى تخته پل و كنار خندق دستگير نمودند و قرب دو هزار كس از روميه درين معركه بقتل رسيدند و چند نفر از معتبران روميه خصوصا خندان آقاى متفرقه آقاسى درگاه عالى كه از معتبران و مدبران دولت عثمانى بود با يك پسرش دستگير و عساكر نصرت نشان بنيروى اقبال شاه جهان بفتح و ظفر اختصاص يافته اردوى قزلباش در حوالى شهر در مكان مناسب فرود آمده و الله ويرديخان در برابر سردار روميه سراپرده و بارگاه باوج ماه افراشته امراء عظام در كمال شوكت و اقتدار خيام نصرت نصب نموده سايبانهاى ظفر افراختند روز ديگر چنين معلوم شد كه محمد پاشاى شش گاه مشهورا با جمعى از جنود روميه و لشكر سيواس و غيره كه قرب دو هزار كساند به طرف وان ميآيند كه بسردار ملحق گردند . الله ويرديخان قرچقاى بيك را با جمعى از غلامان و غازيان بر سر آن گروه فرستاده و جنود اقبال را در شش فرسخى وان با آن گروه تلاقى دست داده فيما بين آتش قتال اشتعال يافت و بنيروى دولت قاهره شكست بجانب اعدا افتاده جمعى كثير مقتول و برخى زنده دستگير شدند و محمد پاشا زخمدار گرفتار گرديد و چون زخم مهلك داشت از هم گذشت و افواج قاهره بفتح و فيروزى عود نموده باردوى امراء ملحق شدند در آن روز كه قرچقاى بيك از اردو بيرون ميرفت روميان مشاهده نموده بودند كه لشكر بسيار از اردو بيرون رفت بتصور آنكه غارتگران يغمائى بتاخت و غارت سوار شدهاند و در سر سردار قزلباش چنان كسى نيست بهيئت اجتماعى از شهر بيرون آمدند وينكچريان را در عقب ديوارهاى باغات سواد شهر بازداشتند كه اگر طايفهء قزلباش پاى جلادت پيش نهند به زخم گلوله ناچيز گردانند از اينجانب خود لوازم حزم و احتياط مرعى بود و قراولان جنود اقبال مستعد جنگ و جدال و آمادهء حرب و قتال بودند و خلقى نامحدود از طوايف قزلباش در اين روى بمعركهء كارزار آورده فيما بين حربى