اسكندر بيگ تركمان
680
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
نفر از نادر نيز كه بمعاونت الكسندر خان شمشير كشيده بودند از همان شربت چشيدند و جنود قزلباش بر سر كستنديل خان و امراء جمعيت نمودند از نادران گرجى ديدند كه الكسندر خان و گرگين ميرزا هر دو كشته گشتهاند و چهارصد پانصد نفر گرجى كه در آن وقت [ 474 ] حاضر بودند از عهدهء كستنديل خان و امراء بيرون نميتوانستند آمد جز اطاعت و انقياد چارهء نيافته همگى سر بر خط فرمان كستنديل خان نهادند و او خزاين و دفاين پدر و برادر را متصرف گشته در گرجستان فرمانرواى مستقل گشت و لشكريان را علوفه و مرسوم داده سرانجام يورش شيروان نموده با جنود قزلباش و گرجى كه قريب ده هزار نفر بودند روانهء شيروان شد و اين سانحهء حيرت بخش عبرت افزا در اوايل اين سال وقوع يافت چون كستنديل خان قدم بولايت شيروان نهاد اكثر اهالى و اعيان اطاعت فرمان قضا جريان كرده مطيع و منقاد كستنديل خان شدند . شاهمير خان حاكم شكى و بعضى امراء كه مقدمة الجيش بودند در حدود قبله با محمد امين پاشا حاكم آنجا جنگ كرده او را شكست دادند محمد امين پاشا با جمعى از روميه بقتل رسيد و بقية السيف بقلعه درآمده بلوازم قلعهدارى مشغول شدند جيوش منصوره بپاى قلعه آمده قلعهء قبله را محاصره كرده نردبانها و اسباب قلعهگيرى ترتيب دادند و چون خبر آمدن كستنديل خان و امراء بمحمود پاشا ولد جغال اغلى بيگلربيگى شيروان رسيد عساكر روميه را كه در اطراف و جوانب بودند بشماخى جمع كرده با توپ و عرابه و استعداد جنگ از شماخى بيرون آمد كستنديل خان جمعى را بر سر قلعه قبله گذاشته با بقيهء سپاه عنان بمحاربهء اعدا تاخت و در كنار رودخانهء آقسو تلاقى فريقين دست داده فيما بين آتش حرب و قتال اشتعال يافت . روميان در اول حال قزلباش را وقعى ننهاده اسب جلادت پيش راندند و بفوج چرخچى و لرده دست راست و دست چپ زور آورده به تيپ رسانيدند و نزديك به آن رسيد كه بافواج قاهره چشم زخمى رسد جنود قزلباش تكيه بر الطاف الهى و نيروى دولت شاهى نموده با لشكر قول كميت شجاعت و دلاورى در ميدان كارزار بجولان درآورده دليرانه بر صف اعدا تاختند و امراء و لشكريان دست راست و دست چپ نيز كه راه انهزام پيموده بودند عطفه عنان نموده بطرفة العينى سلك جمعيت آن گروه را متفرق و پريشان ساختند و شكست بمخالفان افتاده محمود پاشا پسر جغال اغلى پريشان و بدحال عنان از معركه تافته رو بهزيمت نهاد و جنود ظفر ورود تعاقب آن گروه كرده خلقى نامحدود از جنود روميه بر خاك هلاك انداختند چنين اتفاق افتاده بود كه محمود پاشا در پيش كستنديل خان افتاده و او بفراست دريافته كه محمود پاشا است و نزديك به آن رسيده بوده كه نوك سنان بدرع و خفتان او رساند در اثناى گير و دار به زخم تيرى مجروح گشته خود از آسيب زخم از تك و دو بازمانده بود تيز رو سلطان مقدم نيز مقدارى مسافت بتعاقب او طى كرد و چون گرفتارى او در لوح قضا بقلم تقدير تحرير نيافته بوده و قزلباشيه مشاهده نمودند كه كستنديل خان زخمى شده عنان از تعاقب گريختگان كشيده بجمع غنايم مشغول گشتند و محمود پاشا جان بسلامت از معركه بيرون برده با بقية السيف بقلعهء شماخى درآمده اسباب قلعهدارى مرتب ساخت و باستحكام بروج و باره پرداخت و جمعى كه بمحاصرهء قلعهء قبله مانده بودند توقف نكرده در اثناى انهزام روميه بمعركه رسيدند و تا موازى دو هزار نفر از روميه در اين محاربه مقتول شدند و مستحفظان قلعهء قبله از انهزام جنود رومى و غلبه لشكر قزلباش خبر يافته قلعه را خالى كرده راه فرار پيمودند و همچنين كوتوالان ساير قلاع دست از محارست آنها كشيده بشماخى جمع شدند و سواى قلعهء شماخى و بادكوبه و در بند قلعهء ديگر در تصرف روميان نماند و