اسكندر بيگ تركمان
647
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
كه آثار سلطنت و پادشاهى از ناصيه احوالش لايح بود باغواى بعضى از اهل حرم كه ضد مادر او بودهاند بحرم سراى خود طلبيده بدست خواجه سرايان ناچيز گردانيده بود و از آن ممر ملالت تمام داشت از اخبار فتح تبريز و آشوب و شورش آن مملكت كدورت و ملال بيشمار بر ضميرش استيلا يافته بمقتضاى آيهء كريمهء فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ هادم لذات بر سرش تاختن آورده روى بعالم عقبى آورد هر چند تمشيت امور عالم در قبضهء قدرت پادشاه لم يزل و لا يزال است و در حقيقت پادشاهان مجازى را بىتأييد الهى در انتظام مهام دولت اختيارى نيست اما ملوك اطراف و مردم دور و نزديك نظر بر امور متعارفه ظاهر دارند از اين وقايع بافزونى دولت و اقبال همايون و تزلزل احوال روميه متقن گشته احوال مستحفظان قلعه نيز فى الجمله اختلال پذيرفت . وزراء و اركان دولت عثمانى از اين دو واقعهء هايله كه باعث ازدياد شورش و آشوب بود آمدن مير محمد معصوم خان بايلچيگيرى از هند متزلزل گشته چون يك پسرش سلطان مصطفى نام را بخبط دماغ منصوب ميساختند سلطان احمد نام پسر ديگر او را كه شانزده ساله بود بر تخت پادشاهى روم جلوس فرموده بتدارك اختلال احوال مملكت پرداختند ديگرى از سوانح ايام محاصره آمدن مير محمد معصوم خان مكرى است كه از امراى معتبر سلسلهء پادشاه عاليجاه جلال الدين محمد اكبر پادشاه و حاكم ولايت مكر بود كه از جانب آن پادشاه فريدون بارگاه همراه منوچهر بيك ايشيك آغاسى غلام خاصه شريفه كه هفت سال قبل از اين برسم رسالت بجانب هند رفته بود بجهة تجديد قواعد دوستى بايلچيگرى آمده تحف و هداياى لايقه آورد از جمله هدايا يك قبضه شمشير غلاف و آهن جامه سراسر طلا مرصع بالماس ريزه و جواهر ثمينى بود و دوربينان عالم معنى فرستادن شمشير مذكور را در حينى كه حضرت اعلى كمر همت بكين اعدا بسته متوجه تسخير ممالك موروث شيروان و آذربايجان و گرجستان بودند از جانب صاحبدولت ذيجاهى از خانوادهء صاحبقرانى و دودمان گوركانى كه هميشه تيغ قهرش بر فراق اعادى افاغنه و هنود و مظفر و منصور آمده بفال و شكون گرفته بفتح و ظفر شهريار كامكار اميدوار شدند القصه ايلچى مذكور در پاى قلعهء ايروان باردوى ظفر نشان رسيده باتفاق منوچهر بيك شرف مجالست مجلس بهشت آئين دريافت و هداياى پادشاهى را بدر دولتخانه همايون آورده بر زبر يكديگر چيدند كه هرگاه رخصت يابند از نظر اقدس بگذرانند حضرت اعلى شاهى ظل اللهى از مشاغل قلعه گيرى صرف نظر همت بحر خاصيت از تحف و هداياى مذكور نموده سواى شمشير كه منشاء آن قال و شكون بود متوجه ديدن آنها نشدند و ملازمان خان مكر مدت چهار ماه كه از سورت سرما و شدت شتا روح در ابدان منجمد ميشد در دولتخانه بكشيك و محافظت بارخانه مشغول بودند تا آنكه بعد از فتح قلعه كه شريف پاشا و اكثر عظما و معارف سپاه روميه و اكراد در بارگاه معلى حاضر بودند تحف و هداياى پادشاهى را با پيشكش ايلچى از نظر اقدس گذرانيدند و حضرت اعلى جميع آنها را بامراى عظام و حكام ولايت و اشراف و اعيان هر طبقه و هر طايفه كه در اردوى همايون مجتمع شده بودند على قدر مراتبهم قسمت فرمودند . ديگرى از سوانح حين محاصره آمدن الكسندر خان بن لوند خان والى گرجستان كاخت است كه از جمله باج گزاران اين دودمان و تابع امر و فرمان بود و او بعد از پدر و برادر بزرگتر حسب الفرمان حضرت شاه جنت مكان والى ولايت مذكور گشته تا حين حيات آن حضرت بر جاده اطاعت