اسكندر بيگ تركمان
648
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
و انقياد راسخ بود و همه ساله باج و خراج ميداد و بعد از سنوح واقعه شاه جنت مكان و آغاز [ 449 ] جلوس نواب سكندر شأن بنوعى كه در صحيفهء اول نگارش يافته روميان لشكرها بتسخير ولايت شيروان فرستادند و عبور آن لشكر از ولايت گرجستان بود الكسندر خان كه باصابت رأى و تدبير سرآمد برنا و پير و در حيل و روباه بازى گرگى پير بود بر خلاف همايون خان والى كارتيل صلاح حال خود در اطاعت و انقياد روميه ديده با پاشايان و سرداران كه ميآمدند طريقه بازگشت مرعى ميداشت و نزل و ساورى داده خدمات ميكرد و چون ولايات شيروان و آذربايجان به تصرف روميه درآمد مشار اليه نيز باج و خراج قبول كرده نسبت بخواندگار روم اظهار اخلاص مينمود و در زمان نواب سكندر شأن كه يك مرتبه امراى قزلباش بر سر او رفتند كستنديل ميرزا پسر خود را بجهة تجديد قول بندگى به خدمت نواب جهانبانى سلطان حمزه ميرزا فرستاده بود و او از اوان طفوليت در ميان قزلباش نشو و نما يافته در خدمت اشرف از زمره مقربان و مخصوصان مجلس خاص بود و الكسندر با وجود اطاعت روميه مآل انديشى كرده هر چند گاه كسان بدرگاه معلى فرستاده اظهار اخلاص مينمود و تحف و هدايا ميفرستاد و باصطناعات و انعامات شاهانه سرافراز ميگرديد . در اينوقت كه تسخير ملك موروثى و تنبيه متمردان پيشنهاد همت گشته سفر آذربايجان اتفاق افتاد در حين محاصره قلعهء ايروان كستنديل ميرزا از خدمت اشرف رخصت يافته بگرجستان رفت كه پدر خود را بدرگاه جهان پناه آورد كه عذر ايام سابق خواسته من بعد ترك هواخواهى روميان نموده بدستور زمان شاه جنت مكان تابع امر و فرمان شاه كشورستان بوده باشد و پدر را بحسن خلق و لطف گفتار و وعد وعيد بايلى و انقياد اين دودمان و آمدن بپايه سرير اعلى مايل و راغب ساخته طوعا او كرها بايروان آورد و در روزى كه مشار اليه باردوى معلى ملحق ميشد حسب الامر الاعلى جميع امرا و اركان دولت باستقبال رفته او را بتعظيم و تكريم تمام آوردند و هم از گرد راه ببارگاه سپهر اشتباه درآمد بپابوس حضرت اعلى شاهى سربلندى يافت و طبق زر طلا كه در ولايت خود با نقاب همايون مسكوك گردانيده بود چنانچه رسم و آئين گرجيانست كه بر سر پادشاه نثار ميكنند بدست گرفته در حين ملازمت نثار فرق همايون كرد و نواب اشرف بىتكلفانه او را در آغوش عطوفت و التفات كشيده بواسطه كبرسن بانواع نوازش و الطاف پادشاهى معزز و مباهى گشت و همواره انيس مجلس خاص و همصحبت بزم اختصاص بود و همچنين طهماسب قلى بيك ولد ملك مزمن سمخوتى غلام خاصه آمدن گرگين خان بدرگاه جهان پناه شريفه كه در سلك مقربان درگاه منتظم بود بطلب گرگين خان ولد سمايون خان كه بعد از گرفتارى پدر در گرجستان كارتيل ولايت موروثى بايالت و دارائى نشسته بود رفت و او نيز احرام عتبه اقبال بسته در پاى قلعه باردوى معلى رسيده بشرف مجالست مجلس بهشت آئين مشرف شده بتعظيمات شاهانه و تكريمات پادشاهانه عز اختصاص يافت . در خلال اين احوال گروهى از اويماقات متفرقه ولايت روم كه بعبارت تركى خود را سيل سپر نام نهاده بودند يعنى پاك بروب شاهى سيون شده قريب به دو هزار خانوار روى اميد بدرگاه جهان پناه نهادند و بهر محل از ولايات روم عبور ميكردهاند هر چه مييافتهاند بر طبق نام خود پاك بجاروب حادثه ميرفتهاند و ريش سفيدان ايشان در پاى قلعه بشرف سجده اشرف مشرف بتربيت و نوازش سرافراز گشتند و در ولايت رى و ساوه و خوار و فيروز كوه جهت طايفهء مذكور قشلاق و ييلاق تعيين يافته روانهء عراق گشتند . شمسى پاشاء قزاقلر نيز با جماعتى از