اسكندر بيگ تركمان
636
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
ناهنجار آن طايفه اخبار نمودند از آن جانب محمد آقاقيه سقل بامارات ايشان منصوب گشته روانه نهاوند شد سكنهء قلعه تمكين او نكردند . معهذا اموال و اسباب او را غارت كردند محمد آقا استغاثه بدرگاه جهان پناه نموده از منسوبان اين آستان استمداد نمود از موقف جلال منشور عاطفت و افضال مشتمل بر نصايح پادشاهانه باسم آن جماعت شرف صدور يافت كه ترك نافرمانى كرده پيرامون عصيان و بيدولتى نگردند و حسن خان حاكم قلمرو عليشكر و امراى آن سرحد بامداد محمد آقا مأمور شدند قبل از ورود آن منشور جمعى از مردم احشام آن حوالى و رعاياى محال قريبهء قلعه [ 440 ] كه از فساد ايشان بجان رسيده بودند هجوم نموده عازم آن شدند كه آن گروه را از حصار مذكور بيرون نمايند و آن جماعت بمدافعه قيام نموده فيما بين نائرهء شورش و آشوب اشتعال يافت حسنخان جهة اصلاح اين حال و امداد محمد آقا متوجه آن صوب شد در اين شورش و غوغا محمد آقا ترك حكومت و سلامت روى غنيمت شمرده سر خود گرفت از زمره سكنهء حصار ولى بيك و رمزيار شعار شاهى - سيونى و دولتخواهى اين دودمان ظاهر ساخته برجى از بروج قلعه را كه در يد تصرف او بود بدست بيرونيان داد و روميه از اين حال خبردار گشته بين الفريقين جنگ و جدال بوقوع پيوست و سردار آنجماعت با چند نفر بقتل رسيده قلعه بدست بيرونيان درآمد . در خلال اين حال حسنخان بپاى قلعه رسيده بقية السيف را امان داد هر كدام به طرفى رفتند و قلعه خالى گشته حسنخان حسب الامر الاعلى بتخريب آن پرداخت و وقوع اين حال كه احديرا در خيال نبود باعث آن شد كه عنقريب امر مصالحه اختلال پذيرفت و ارادهء يورش بلخ را كه در خاطر انور بود در باقى گذاشته بمضمون اين مقال كه : شعر ز آب خرد ماهى خرد خيزد * نهنگ آن به كه با دريا ستيزد بىاختيار سفر آذربايجان وقوع يافت بنوعى كه در ذيل مرقوم ميگردد . ذكر يورش جهانگشاى شاهى بجانب آذربايجان و فتوحات عظيمه قلاع و بلاد كه در اين سال روى داد عندليب نغمه پرداز قلم در گلشن سخن سرائى نواى دلگشاى فتح آذربايجان و باعث توجه موكب ظفر نشانرا بدان مملكت نزهت بنيان بدين آهنگ مىسرايد كه چون بميامن تأييدات الهى و نيروى دولت شاهنشاهى عرصهء دلگشاى ملك ايران از خس و خاشاك ارباب طغيان پاك گرديده خاطر اشرف همايون فى الجمله از آن امور فراغت يافت همواره شعلهء غيرت در كانون ضمير انور زبانه كشيده پيشنهاد همت و الا بود كه ممالك شيروان و آذربايجان كه معظم ممالك ايران است و از حوادث روزگار به تصرف سلاطين روم درآمده بتخصيص دار السلطنهء تبريز كه از بلاد مشهورهء آفاق و تختگاه فرمانروايان و الا شكوه ايران بوده در عهد دولت همايون بدستور سابق در حوزهء تصرف اين دودمان