اسكندر بيگ تركمان
630
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
چون بظهور پيوست كه نظر على سلطان شاملو شايستهء ضبط آن سرحد نيست ازو تغيير داده بيوسفعلى خان ولد بوداقخان كه حاكم مشهد مقدس معلى بود تفويض يافت و بيرام على سلطان برادر او را نيز در آن حدود الكا داده بكومك برادر تعيين فرمودند و ما يحتاج لشكر او از زر و اسلحه و يراق و ضروريات قلعه و آذوقه بر وجه لايق سرانجام يافت و حكومت مشهد مقدس بمحراب خان شفقت شد و در پنجده بكتش خان و ملكش سلطان پسرش رخصت يافته بمرو و محال تيول خود رفتند و موكب همايون از آنجا متوجه دار السلطنهء هرات گشته بفيروزى و اقبال آن بلده جنت مثال [ 436 ] داخل شدند و در دار السلطنهء مذكور بمسامع جلال رسيد كه باقى خان لشكرى بجيجكتو فرستاده و اراده دست درازى بسر حد خراسان دارند حضرت اعلى فوجى از عساكر منصوره را بر سر آن جماعت فرستادند و بايلغار رفته سلك جمعيت آن جماعت به مجرد ورود لشكر ظفر اثر از هم پاشيده بفيروزى و اقبال مراجعت نمودند و الحق در اين سفر حضرت اعلى بنفسه الشريف متحمل انواع شدايد گشته عساكر منصوره زحمت بسيار كشيدند و جمعى كثير از هر طايفه به مرض اسهال تلف شدند چنانچه بسيارى از فقراى لشكر و مردم فرومايه كه بيمار خود را نميتوانستند بار كرده به منزل رسانند از عالم غيرت و بيم آنكه مبادا اوزبكيه مردهكشى كرده سر او را ببرند هنوز آخرين رمق از حيوتشان باقى بود كه در خاك ميكردند و تغسيل و تدفين بوجه شرع صورت نمىبست و ارباب اخلاص در رضاجوئى ولى - نعمت آن را حيات ابدى شمردند القصه تا ده بيست روز كه در هرات بودند هنوز اثر آنحادثه عظمى باقى بود . مشاهير متوفاها كه در اين سفر رخت بعالم آخرت كشيدند : سيد بيك كمونه كه از نقباء نجف اشرف و از زمان شاه جنت مكان در سلك امراء بزرك منتظم و مهردار مهر مبارك شرف نفاذ بود و سيد محمد جد او در زمان خاقان سليمان شان در بغداد شعار شاهى سيونى ظاهر ساخته حاكم حله بود و در ركاب مقدس آن حضرت در جنگ چالدران شهادت يافت در زمان جلوس همايون اگر چه در الكاوتيولات و اسباب جاه و حشمت او تحقيرى شده بود اما منصب مهردارى و قرب ظاهرى داشت . ديگر ابراهيمخان والى لار كه در منزل الله ويرديخان بطريق ميهمان معزز و محترم ميبود بيمار شده به مرض اسهال رفت . ديگر قاسم بيك يساول باشى قور شاملو كه از معتبران آن طايفه و در سلك مقربان بود . ديگر ميرزا يعقوب دست غيب كه از سادات شيراز و محتسب آن ولايت بود بدين مرض گرفتار آمده در هرات از هم گذشت . مولانا قوسى شوشترى كه از افاضل روزگار و سخن سنجان نادره كار بود نهال عمرش بصرصر اجل از پاى درآمده در اندخود مدفون گشت . القصه از هر طايفه و هر طبقه جمعى راه فنا پيمودند از اطناب اجتناب نموده زبان قلم را از تعداد كشيده داشت رحمة الله عليهم و على جميع اهل الايمان و الايقان . ذكر مراجعت خسرو آفاق از خراسان بصوب عراق و بعافيت و خوشدلى بمقر دولت پيوستن بميامن الطاف مالك الملك بالاستحقاق چون رايات نصرت آيات از سفر بلخ مراجعت نموده در دار السلطنهء هرات نزول اجلال واقع