اسكندر بيگ تركمان
629
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
طرفة العين قصبهء به آن معمورى ويرانه گشت و بسيارى از نساء و صبيان [ 435 ] بذل اسر گرفتار آمدند كم كسى بود كه اسير اندخودى همراه نداشت درين مقام نكته بخاطر رسيده كه هر چند در سنين سابقه اشعارى به آن شده تكرار آن مناسب نمود بر ضمير منير خردمندان تجربه كار و كارآگاهان روزگار پوشيده نماند كه در سوابق ازمان كه سلاطين اوزبكيه بخراسان و خواقين روم بآذربايجان به قصد مملكت گيرى يا نهب و غارت ميآمدند اسير نمودن عيال و اطفال مسلمين جايز نميداشتند و از بلاد شيعه اسير نميبردند و لشكر قزلباش نيز هرگز بدين فعل مذموم قيام نمينمودند و در زمان سلطانمراد خان خواندگار روم لشكر روم و تاتار در آذربايجان و شيروان اين شيوه پيش گرفتند چنانچه در قضيه تسخير تبريز بسيارى از اطفال سادات كه ذريه طيبه رسول هاشمى صلى الله عليه و آله اند اسير شده در استنبول بكفره فرنك فروختند و در زمان عبد اللّه خان و عبدالمؤمن خان پسرش طايفه اوزبكيه نيز در خراسان اين شيوه پيش گرفتند در مشهد مقدس معلى جمعى كثير از ذريه طيبه حضرت امام الجن و الانس و اشراف و علما و زهاد و ارباب ناموس و فرزندان سپاهى و رعيت چندين هزار نفس اسير شده در اقصى تركستان و ماوراء النهر فروخته شده تا كابل و هندوستان رسيد . چون دنيا دار مكافاتست و انتقام اين قسم اعمال شنيعه اوزبكيه در مشيت حقتعالى كه منتقم حقيقى است قرار يافته بوده بحسب اقتضاى فلكى و حوادث آسمانى اغماض عين ازين شناعت شده بتحريك كارفرمايان قضا و قدر درين يورش چندين هزار نفس باسيرى افتاده از اوطان جلا شدند و بعد از آن نيز حكام استرآباد و مكررا به جهت تنبيه متمردان اوخلو و كوكلن كه از مسلمانى بجز نامى ندارند لشكر كشيده بسيارى از آن گروه بىايمان باسيرى افتادند اما چون ارباب تحقيق بديده بصيرت و انصاف نگاه ژرف در اين واقعه نمايند فى الحقيقة حضرت اعلى شاهى ظل اللهى درين ماده ثواب ارباب هدايت و راهنمايان طريق اهتدى دريافتهاند زيرا كه در ميانهء جنود ظفر در دو رقم رقيت و بندگى بر صحيفهء حال اسيران مذكور كشيده نميشد و بطريق اساراى واجب الاسر با ايشان سلوك نمىكردند و چندين هزار از نساء و صبيان در ميان فرق شيعه و اهل ايمان نشو و نما يافته شعار مذهب حق پيش گرفتند اكنون بر سر سخن مىرويم . بالجمله از اندخود كوچ بر كوچ روانه شده حضرت اعلى در كمال حزم و احتياط و آگاهى در شدت گرما كه از حرارت هوا قرص آفتاب در تنور فلك بريان ميشد قشون و لشكر را تبانى برده در هر مرحله آنچه نهايت ملاحظه سپاهيانه بود بجاى آورده دقيقهء فرو گذاشت نمىفرمودند در حوالى قتلش جمعى از اوزبكيه كه بعزم دستبرد آمده بودند بفوجى از قورچيان استاجلو كه بحراست دست چپ اردو معين بودند بازخوردند قورچيان از نخوت و غرور از طريق حزم دور افتاده متفرق و بىپروايانه مىرفتند بعضى از اوزبكيه كه از راه شبرغان بحراست الكاء آمده بودند از غفلت ايشان خبردار شده على الغفله ريخته تا جمع شدن قورچيان و بمدافعه قيام نمودن چند نفرى از ايشان بضرب تير اوزبك ضايع شدند و حضرت اعلى يوزباشيان آن طبقه را بمعرض يرغو و عتاب و خطاب درآورده رقم اخراج بر كل آن جماعت و ايل و اويماق ايشان كشيده چند سال مغضوب بودند تا در سفر آذربايجان و محاربات روميه مردانگيها از ايشان صدور يافت و هر يك مكررا خدمات نمايان كردند تا آن تقصير را تدارك نموده بدستور در سلك قورچيان انتظام يافتند اما همه وقت اين طايفه بين الاقران به آن تقصير مورد سرزنش اكفاء و اقرانند بالجمله در چند كوچ بجيجكتو رسيده قلعه آنجا را خراب كرده با زمين هموار ساختند و از آنجا بمارو - چاق آمده متوجه استحكام قلعه ماروچاق شدند .