اسكندر بيگ تركمان

627

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

فرود آمدند و درين كوچ ظاهر شد كه ثلث لشكر ظفر اثر سقيم المزاج و بيمارند و ثلث ديگر بلكه بيشتر از مشغلهء بيمار دارى بيمارداران به هيچ كارى ديگر نميتوانند پرداخت تا بقتال و جدال چه رسد از مشاهده اينحال عزم بازگشتن در خاطر انور رسوخ يافته مشخص شد كه اگر فى المثل هفتهء ديگر در مراجعت تأخير واقع ميشد احوال مردم اردو بنوعى مختل ميگشت كه العياذباللّه اصلاح پذير نبود و در آنوقت هيچ عزيمتى از آن لا يقتر و هيچ تدبيرى جهت اصلاح حال لشكر از آن صايب‌تر نمىنمود . بالجمله روز عاشورا در كنار آب خطب توقف نموده بلوازم تعزيه حضرت سيد الشهدا و لب - تشنگان باديهء كربلا قيام فرمودند روز يازدهم العود احمد بر زبان آورده كوچ شد امراى چرخچى بجند - اولى مقرر شدند كه از عقب لشكر آيند و روز بلوازم حزم و احتياط پرداخته شب در نيم فرسخى اردو نزول نمايند و چون بيدار دلان هشيار مغز بلوازم پاس و كشيك قيام نموده از شبيخون دشمن ايمن نبوده باشند و تا در الكاء مخالف باشيم اين قاعده را از دست نداده لحظهء غافل نباشند و اردوى اعظم در اينمرحله سه فرسخ راه قطع نموده فرود آمد بعد از لحظهء از جانب امراء جند اول خبر رسيد كه سياهى لشكر از جانب مخالف نمودار شد و آهسته آهسته پيش ميآيند حكم گيتى مطاع بنفاذ پيوست كه اگر سپاه مخالف بعزم جنگ پيش آمده آهنگ محاربه ساز دهند ايشان نيز بمدافعه قيام نموده ما را خبردار كنند و اگر اوزبكيه رأى جنگ نداشته باشند و به جهت حفظ حال خود احتياط سپاهيانه مينموده باشند غازيان نيز محاربه را در باقى گذاشته آهسته آهسته خود را باردوى همايون رسانيده بقاعدهء كه قرار يافته عمل نمايند . بعد از اندك زمانى خبر رسيد كه جمعى كثير از لشكر اوزبك بعزم محاربه به پيش آمدند و تيز - عنانى كرده خود را بغازيان رسانيدند و فيما بين نيران قتال اشتعال يافته و كار از ملاحظه و احتياط گذشته حضرت اعلى ابن حسينخان و بعضى از امراى چغتاى را بمحارست اردو تعيين فرموده بفيروزى دولت و اقبال سوار شده عطفهء عنان فرمودند و تيپ عرابه و تفنگچى را پيش فرستاده دست راست و دست چپ قول همايون را بمردان كار و دليران معركهء پيكار استحكام داده علمهاى ظفر و اقبال گشوده بمقابلهء اعدا شتافتند و بعضى از امراء را بكومك لشكر چرخچى تعيين فرموده پيشتر فرستادند و قول همايون متعاقب در حركت آمد و چون قريب بيك فرسخ و نيم از اردو جدا شده بمعركه قتال نزديك شدند غازيان عظام يكى از بهادران اوزبك را كه دستگير شده بود آوردند از تقرير او چنين معلوم شد كه در وقتى كه خبر كوچ كردن جنود قزلباش بباقيخان رسيده متفكر شدند كه آيا سبب مراجعت چه بوده باشد جمعى بجهة امتداد توقف حمل بر عسرت و تنگى آذوقه كرده گفتند كه فرصت را از دست نداده تعاقب ايشان ميبايد كرد و جمعى ديگر از ريش سفيدان و اتاليقان روزگار ديدهء كارآزموده قضيه حضرت شاه [ 434 ] اسمعيل و شاهى بيك خان و اوزبك را چنانچه مشهور و در صحيفهء دهر مسطور است از مرو يك منزل كوچ نمود و شاهى بيك بىتابى كرده از قلعه بتعاقب بيرون آمد و سپاه قزلباش عطفهء عنان كرده فيما بين محاربه بوقوع پيوست و ظفر و اقبال قرين حال آن پادشاه شيردل گشته شاهى بيك خان بقتل رسيد و محتمل است كه حضرت شاه عاليجاه خواهد با شما همان معامله پيش گيرد بدينجهت مصلحت در تعاقب نميديدند بالاخره از علوى بهادران جنگجوى فوجى از لشكريان بتعاقب بيرون آمدند و بكنار آب رسيده فى الفور عبور كرده آماده قتال شدند و از اينجانب نيز امراى عظام بآئين شايسته بجنگ مشغول گشته از جانبين داد دلاورى دادند بكتش خان استاجلو كه قراول چرخچى و پيش - جنگ بود حملات دليرانه نموده مخالفان را تا كنار آب دوانيده از آب گذرانيد .