اسكندر بيگ تركمان
898
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
دگر باره دهقان ارديبهشت * بصحراى گيتى گل و لاله كشت نسيم عبير آساى بهار چون مشك تتار در وزيدن آمده عرصهء جهانرا چون دل اهل ايمان معطر گردانيد و هواى فرح فزاى فروردين عطرسائى آغاز نهاده چون شعلهء جمال لاله رخان و عارض سيمين خوبان صفابخش اقاليم جهان و ضياء رسان عرصهء دوران گرديد . شهريار كامكار مجلس بزم نوروزى را بگلشن رزم بهروزى و سور بر سرور فتح و فيروزى مبدل ساخته بلوازم جشن و سرور معتاد نپرداختند و كوچ بر كوچ روانه مقصد گشته در حدود گنجه عليقلى خان و امراء استقبال رايات ظفر آيات نموده بسعادت ركاب بوسى سرافراز شدند پير بوداقخان پرناك و امراء رفيق او را كه از دار السلطنه تبريز آمده بودند رخصت دادند كه به تبريز رفته از آن سرحد خبردار بوده باشند . گنجعلى خان حاكم كرمان را نيز مرخص ساختند كه با قشون خود بتبريز رفته كومك پير بوداقخان و امراء بوده باشند و چون تفليس محل نزول موكب برجيس تأسيس گرديد عنايت خسروانه شامل حال بكرات ميرزا خان بن داود خان بن لوارصاب ماضى كه در زمان شاه جنت مكان شرف اسلام دريافته بود گرديده بلقب ارجمند خانى و خطاب مستطاب عمى سرافراز گردانيده حكومت ولايت كارتيل را به او ارزانى داشتند و از آنجا ساحت ولايت گرجستان كاخت مضرب سرادقات عز و اقبال گشت طهمورث از آوازهء آمدن سردار و عسكر روم كه در ديار بكر قشلاق اختيار كرده بودند گمان نداشت كه در اين سال لشكر قزلباش را فرصت آمدن گرجستان بوده باشد چون از نهضت همايون خبر يافت سراسيمه و حيران در كمال يأس و حرمان وداع گرجستان كرده با معدودى به طرف باشى آچوق گريخت در ميان گرجيان علامت روز قيامت ظاهر گشته مفهوم « يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ » سمت ظهور يافت . قتل و غارت و اسر لشكر قزلباش مردم گرجى را بكيفر و پاداش حضرت اعلى عساكر منصوره را به چند گروه منقسم ساخته هر گروهى را بسركردگى يكى از امراء نامدار از يكطرف فرستادند يوسفخان بيگلربيگى شيروانرا حكم شد كه با امراء آنجا از آنطرف بگرجستان آيند و اردوى كيهان پوى نيز با فوجى از افواج قاهره از يكطرف ديگر در حركت آمده مساكن گرجيان را از چهار طرف احاطه كرده شكارى وار در ميان گيرند و بهر گروهى رسند مردان ايشان را كه با اهل اسلام جنگ كرده و كافر حربيند بمدلول كريمهء فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ كافة عرضهء تيغ آبدار غزا و جهاد گردانيده بر متنفسى از آن بيدينان ابقاء نكنند و زنان و كودكان را اسير نموده اموال و اسبابى كه بدست آيد غنيمت مسلمانان و غازيان باشد طايفهء گرجى از همه طرف خود را بستهء دام بلا ديده چون ماهى در شبكهء اضطراب افتادند گروه گروه بميان جنگلها و بيشههاى پردرخت و جاهاى مستحكم كه يكراه بيش ندارد رفته بر اطراف و جوانب خود هر جا امكان عبور داشته خندق كنده آب انداختند و آن مكان را كه تركان سقناق گويند استحكام داده سپاهى و رعيت با خانه كوچ و اموالى كه داشتند بسقناقها درآمده همگى با اسلحه و يراق جنگ در سقناق اقامت نموده بحفظ حال ميپرداختند . چون اكثر سقناقها در آنطرف قانق واقع بود و در آن ايام كه هنگام بهار و تقاطر امطار بود از كثرت بارندگى رودخانهء قانق طغيان طوفانى داشت و عبور از آن آب جز بكشتى و زورق ميسر نميشد و گرجيان كشتيها و زورقها را بالتمام پنهان كرده بودند بنابر اين اردوى آغرق