اسكندر بيگ تركمان
875
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
شاهانه و حميت خسروانه اقتضاى آن مينمود كه نهضت همايون بهر طرف لازم آمد توجه فرموده تا ايشانرا بدست نيارند دست از طلب ندارند لهذا عنان عزيمت بصوب كارتيل كه سر راه باشى آجوق است معطوف داشتند و از آنجا بكارتيل راهى است در درهء تنك در كمال صعوبت كه نشيبش محل اقامت گاو زمين و فرازش با منازل قمر قرين است و هرگز حكام گرجستان را از ضيق طرق و صعوبت راه عبور از آنجا با خيل و سپاه ميسر نشده بتخصيص در آن فصل بهار كه شبانروز چشم سحاب از قطره فشانى بازنميايستاد و از انبوهى درختان نور آفتاب سالها بر آن نتافتى و از كثرت گل و لاى افيال قوى هيكل دريا نورد خيال مجال عبور نيافتى هر چند عبور اردوى گرون شكوه و جنود نامعدود انجم كرده از آن راه در نظر خاص و عام دشوار بلكه محال مينمود اما راى جهان آراى اشرف بعبور نمودن از آن راه كه متضمن چندين مصلحت دولت و تدابير كليه سلطنت بود مصمم گشته طبقات حشم فوج فوج و جوق جوق كوچ كرده در عرض سه روز از آن دره تنك تاريك گذشتند در نشيب و فراز آن راه پر و حل شتر و الاغ بسيار از عساكر ظفر شعار و مردم [ 618 ] اردو بازار بكوهلاك فرو رفتند روز چهارم اردوى كيهان پوى بكنار رودخانه كه منبع آب قانق و قبرى است رسيده شادروان عظمت به مهر و ماه افراختند و آن سرزمينى است بغايت نزه و خرم از بسيارى شقايق و رياحين و تازه گلهاى عبير آگين رشك فردوس برين مضمون حديث الدنيا سجن المؤمن و جنة الكافر كه در فوق مرقوم گشته شامل آنجا و كل امكنهء لطيفهء گرجستان است كه در دنيا مسكن آن كفرهء بىايمان شده مردم ارزاد و تيانات از ولايت كاخت بجريمهء دوستى طهمورث كه بعضى دليل گشته او را از راه غير متعارف بيرون برده بودند و برخى ديگر كه از رفتن او آگاه بودهاند از عساكر منصوره كه پيش راه او را گرفته بودند مخفى داشته آگاه نساختهاند و عظماى آن طايفه نيز سر - سختى كرده بعيسى خان بازگشت ننموده بودند و سر از ربقه فرمانبردارى و اطاعت لشكر اسلام پيچيده مورد غضب پادشاهى گشته عساكر منصوره بتاخت و غارت و اسر آن دو الكاء رخصت يافتند و فوج فوج به بيشه و جنگل درآمده قريب بسى هزار اسير و چهل هزار گاو و گوسفند بدست درآمده بعد از افراد خمس كه بسركار پادشاهى متعلق است تتمه بعساكر اسلام تعلق گرفت و ثواب اين امر عظيم كه سى هزار كافر بيدين شرف اسلام دريافتند و بلا شبهه موجب استدامت دولت و رستگارى آخرت است بروزگار فرخنده آثار همايون عايد گرديد و چون كنار رودخانه عرك چائى كه فاصله كاخت و كارتيل است محل نزول موكب مسعود گرديد رأى عالم آرا بدان متعلق گشت كه يكى از كاردانان بساط عزت را برسم رسالت نزد گرگين خان والى باشى آچوق فرستند . خلاصه پيغام آنكه ميانهء نواب همايون ما و پادشاه ذيجاه روم قواعد مصالحه و دوستى استحكام يافته و يكى از شريط صلح آنست كه منسوبان طرفين را حمايت ننموده گريختگان را راه ندهند و نگاه ندارند و بر او ظاهر است كه طهمورث و لوارصاب كه دو جاهل نادانند هر دو منسوب اينطرف و تربيت يافته همايون ما اند و از جهل و نادانى توهم نموده به آنجا آمدهاند طريق آنست كه تابعان هر طرف شرايط عهد و پيمانرا منظور داشته امرى كه منافى صلح و مغاير عهد و پيمان باشد مرتكب نگردند اكنون آن دو جاهل بيمآل را نگاه نداشته روانهء اينطرف سازد كه بمقتضاى رأفت جبلى و عواطف خسروى با ايشان عمل خواهد شد و الا لشكر قيامت اثر قزلباش جهة بدست آوردن آن دو سيه بخت روى بآنطرف دارند مبادا صورتى روى نمايد كه موجب ندامت و پشيمانى گردد خواجه محمد رضاى وزير آذربايجان كه شمهء از صفات حميده او در اين اوراق رقم پذير كلك ظهور گشته استدعا نمود كه اين خدمت به او رجوع شود حسب الاستدعا اجازه يافته بآئين شايسته روانهء مقصد شده