اسكندر بيگ تركمان

868

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

ذكر نهضت همايون به نيت غزا بصوب گرجستان و تنبيه و تأديب گرجيان بىايمان و قضاياى آن يورش دولت قرين سعادت اقران قبل از اين مرقوم قلم وقايع رقم گرديد كه طهمورث ولد داود خان بن الكسندر خان والى ولايت كاخت و لوارصاب بن گرگين خان بن سمايون خان والى ولايت كارتيل گرجستان كه هر دو نصب كرده و تربيت يافته همايون اعلى بودند در سنه ايت ئيل كه مراد پاشاى سردار روم بتبريز آمد هر دو در ملازمت اشرف بودند و در حين انصراف از خدمت اشرف التماس نمودند كه هر گاه حضرت اعلى متوجه سير و شكار مازندران بهشت نشان باشند چون اوصاف حميدهء آن ولايت بسيار استماع شده خاطر بسير و شكار آنجا مايل است ايشان را مخبر سازند كه جريده و سباى خود را بموكب همايون رسانيده در سير و شكار آن ولايت در ركاب مقدس باشند و قرارداد ايشان در خدمت اشرف آن بود كه هر گاه رأى جهان آرا اقتضاى حضور ايشان نمايد [ 614 ] بريد سريع السيرى فرستاده طلب فرمايند همان لحظه عزم توجه جزم نموده همعنان صبا و شمال خود را بموكب اقبال رسانند بنابر آن در زمستان گذشته كه رايات جلال متوجه آن صوب بود حسب المعهود حكم معلى بطلب ايشان اصدار يافت امير قلى نام جلوداريرا كه مبشر آن بشارت بود مدتى نگاهداشته بليت و لعل ميگذرانيدند و هر كدام آمدن خود را بآمدن ديگرى موقوف داشتند چندان تعلل كردند كه هواى مازندران روى بگرمى آورده فصل بهار و موسم شكار آنجا گذشت و حضرت اعلى از آن ولايت بيرون آمدند و جلودار مذكور را بىنيل مطلوب بازگردانيده سعادت ادراك ملازمت نيافتند و همانا با فساد چند نفر از گرجيان خصوصا شرران نامى بخودسر با يكديگر وصلت نموده عهد و پيمان بميان آورده‌اند كه من بعد بر خلاف پدران با هم متفق بوده تا ممكن باشد از جا و مقام خود حركت نكنند و گريبان بدست قزلباش ندهند و فى الحقيقة آن جماعت در تخريب دولت ايشان كوشيده اسباب بيدولتى سرانجام داده بودند . بالجمله اينمعنى بغايت بر مزاج اقدس گران آمده آئينهء خاطر انور بنوعى غبار آلود گرديد كه مطلقا بصيقل كلمات روى اندود اخلاص نما و معاذير انجلا پذير نبود رأى صواب نما بدان قرار گرفت كه چون سلاطين زاده‌هاى مذكور راكب جهل و غرورند و هنوز سيلى روزگار نخورده‌اند و مؤدب حادثه در مكتب عقل گوش هوش نصيحت نيوش ايشانرا بسرپنجهء تأديب برنتافته بتجربهء روزگار مهذب نگشته‌اند بعزم تأديب و گوشمال ايشان متوجه قراباغ گشت كه اگر ولاة گرجستان بقدم اعتذار پيش آمده استقبال موكب همايون نمايند و غبار آئينه ضمير اشرف را بصيقل ركاب بوسى و خدمات مرغوبه جلا داده بشيوهء ارباب اخلاص عمل نمايند با ايشان بمقتضاى مروت و كرم جبلى عمل شود و اگر بمدلول الخاين خائف قرين دهشت و وحشت بوده بسعادت خدمت مشرف نشوند ايشان را از خواب غفلت بيدار ساخته گوشمال بسزا دهند . چند روزى كه هواى دارالملك صفاهان گرمى داشت در ييلاقات فريدن و پرجيش گذرانيده