اسكندر بيگ تركمان

849

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

بعطاياى ارجمند نواخته رفيق صدر مذكور گردانيدند كه در آن سفر رفيق و همصحبت او باشند و مكتوب محبت اسلوب دوستانه بسلطان احمد خان پادشاه روم قلمى فرموده بعضى سخنان حكمت آميز دلارا و نكات دلپذير حقيقت پيرا در آن درج فرمودند و تحف و هداياى لايقه از اقمشه حرير و اجناس طلاباف و نقره‌باف بانواع مختلف و ساير امتعه نفايس ديار عجم مصحوب درويش بيك كه از سادات عظام مرعشى قزوين بود برفاقت صدر اعظم مومى اليه ارسال داشتند و بقضاة و متشرعين پايهء سرير عثمانى نيز مناشير عطوفت بنيان اصدار يافت كه چون حضرت واهب العطايا كافه اهل اسلام را بمنهاج شريعت غرا و مسلك ملت بيضا هدايت فرموده پادشاهان حوزه اسلام را بحفظ ثغور و صيانت احوال مسلمين مأمور گردانيده در مادهء رفع خصومت و نزاع و اصلاح ذات البين بدانچه مقتضاى شرع و موجب تقويت اسلام و انكسار لواى كفر و ظلام و ترفيه حال مسلمين باشد از طرفين به عمل آورند و جناب صدارت پناهى بر وجه لايق بسامان و سرانجام آن سفر پرداخته با يكصد نفر از ملازمان و جمعى از ترك و تاجيك كه بمرافقت مأمور بودند بآئين شايسته روانهء مقصد گرديد و حضرت اعلى شاهى ظل اللهى ماه رجب و شعبان و رمضانرا در خطهء دلپذير تبريز بخرمى و شادكامى گذرانيده اكثر اوقات بعد از فراغ از انتظام مهام ضروريهء دولت و دادخواهى خلايق و انجام مقاصد و مرام سپاهى و رعيت بسير شكار و چوگان بازى و قبق اندازى نشاط افزا بودند و بعد از اختتام ماه صيام چند روز بسان عساكر ظفر نشان و عرض ملازمان ركاب اقدس و يساقيان پرداخته رخصت انصراف بمساكن و اوطان دادند و چون قلعهء جديد تبريز كه در ربع رشيدى بنا شده بود باتمام رسيده بود حكم بتخريب قلعهء سابق صادر شد اطراف و جوانب اربعهء آن را بر طبقات خدم و حشم قسمت فرموده [ 601 ] در عرض ده روز قلعهء بدان متانت و ارتفاع بسعى غازيان انهدام پذيرفته صفت قاعا صفصفا گرفت و آب رودخانه را بميان قلعه بسته سوى عمارت دولتخانهء قديم از ساير ابنيه و عمارات و منازل كه درين چند سال ترتيب يافته بود آثار نماند ارباب مناصب ديوان اعلى را امر شد كه مرشد بدار السلطنهء اصفهان رفته بانجام علوفه و مرسومات لشكر پردازند و خود بنفس نفيس با معدودى از خواص اراده سير و شكار گيلان و مازندران بهشت نشان كرده از راه اهر و طوالش روانهء آنديار فرح بخش دلگشا گرديد . ذكر توجه شاه فيروز بخت كسرى شأن بجانب مازندران و بناى شهر فرح آباد بهشت نشان چون حضرت اعلى شاهى ظل اللهى بنوعى كه مذكور شد عنان عزيمت بدان صوب معطوف داشتند بهر محل از محال طوالش و گيلانات كه ميرسيدند چند روز در آن مقام دلنشين آرام گرفته در كمال فرح و انبساط بنشاط سير و شكار پرداخته مسرت بخش خاطر همگنان بودند و با جمعى كه بعز ملازمت اشرف و همعنانى ركاب اقدس سرافراز بودند از محصوران و مقربان و ندماء و ارباب طرب و قورچيان و ساير ملازمان درگاه بدستور ميهمانان سلوك فرموده هر چند اسباب معيشت كل عساكر از خوان احسان ايندودمان آماده است از شمول عاطفت و افزونى اشفاق و رأفت متكفل ما يحتاج بومى ايشان شده تا در آن ولايت دلگشا اقامت داشتند روز بروز ما يحتاج هر كس از سركار خاصهء شريفه فراخور حال سرانجام