اسكندر بيگ تركمان

850

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

يافته كل رفقا از نعم وافرهء پادشاهى و عطاياى شاهنشاهى بهره‌ور بودند و در كمال شكفتگى و انبساط بولايت دلپذير مازندران بهشت نشان رسيده قصبات دلكش آن ولايت را بخرمى و سير و شكار طى فرموده در خطهء ارم بنياد فرح آباد كه در ساحل درياى خزر واقع و قبل از اين بطاهان موسوم بود لنگر اقامت انداخته در منازل بهشت آسا و باغات فردوس نما كه طرح طبيعت و معمار همت والاى آن حضرت در آنجا طرح انداخته بودند مسكن انداختند . چون آن مكان زينت بخش لياقت شهريت و استعداد تربيت داشت زيرا كه رودخانه‌هاى موسوم بتجينه رود در وسط آن بقعهء امام مثال ما صدق روضهء ماء و نهرها سلسال جريان يافته به دريا ميريزد و آب دريا منظور ساكنان آن سرزمين در نظر نظارگيان بدايع آفريدگار زمان و زمين است همگى همت خسروانه به ترتيب و تعمير آن بلده مصروف داشته عمارات عاليه بر منازل مرغوبهء دولتخانهء همايون واقع در كنار تجينه رود افزودند و چون در مدت اقامت هميشه فرح و سرور در خاطر نزديك و دور افزايش داشت آن خطه فرج بخش را بفرح آباد موسوم گردانيد . هر سال در عمارات و باغات افزوده بازارگاه و حمامات و مساجد و كاروانسراها بنا فرموده باتمام آن موفق گشته‌اند و از بلده مذكور تا خطهء سارى كه چهار فرسخ است خيابانى طرح فرموده بنا بر كثرت بارندگى و گل و لاى كه از خواص امكنه دريا كنار بتخصيص ولايت دار المرز است خيابان مذكور را سنگ بست قرار داده‌اند كه از معايب گل و لاى معرا و مبرا بوده باشد و جميع امراء و اركان دولت و اعيان حضرت منازل مرغوب در اطراف خيابان و كنار نهر ترتيب داده‌اند و بتصاريف ايام از اطراف و جوانب طبقات انام و اصناف خلايق روى اميد بدان صوب آورده در آن دار السرور اقامت گزيده هر طبقه و هر طايفه در طرفى منازل و محلات طرح انداخته و تالارها پرداخته‌اند بنوعى كه آب تجينه رود از ميان حقيقى شهر ميگذرد و پل عالى بر آن بسته‌اند و اليوم كه اين ديباچهء اقبال رقم پذير كلك شيرين مقال است و تاريخ هجرى به خمس و عشرين و الف رسيده بتوجه عالى همايون اعلى آن بلدهء طيبه از بسيارى عمارات دلگشا و باغات و بساتين فردوس نما و كثرت خلايق رشك بلاد عالم و مصر جامع است و همچنين در ساير قصبات آن ملك خصوصا آمل و سارى و بار فروش ده كه هر يك از آن نشانى از روضهء رضوان و هر قطعه رشك فرماى قطعات جنان است عمارات دلكش و باغات دلگشا طرح فرموده در كمال زيب و بها و نهايت خوبى و صفا اتمام يافته و در هر مرحله از شوارع عمارتى جهة نزول موكب عالى در غايت زيبائى و دلگشائى ترتيب داده‌اند در هيچ زمان از بلاد دار المرز ضيق طرق و ناهموارى شوارع و انبوهى بيشه و جنگل شتر آمد شد ننموده و هرگز سكنهء آنجا را نظر بر هيكل آن‌جا نور بديع الخلقه كه منطوق كريمهء « إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ » از صنايع بدايع قدرت ايزدى است نيفتاده و تا عرصه [ 602 ] آن مملكت بهشت نشان محل اقامت و قشلاق خسرو آفاق گرديده از آمد شد عساكر منصوره و ارباب حاجات و اصحاب تجارت و اهل سوق شتر بسيار و دواب بيشمار در گل و لاى هموارى و تنگناى رئوس جبال فلك ارتفاع كثير الاخطار ضايع و نابود گشته نقصان و خسران بسيار بمترددين و عساكر ظفر شعار رسيده همت والاى شهريارى بتوسيع و ترتيب شوارع سوادكوه كه اعظم شوارع مازندرانست تعلق گرفته سركارى اين كار خير و شغل شگرف را بدستورى ميرزا تقى وزير آن ملك رجوع فرموده مقرر شد كه بمرد و عمله مدد نموده اجرت واقعى از عين الملك ديوان بستانند و وزير مذكور با جمعى از غلامان تابين دامن خدمتكارى بر ميان استوار ساخته شروع در آن خدمت كه در نظر عقلاء بس محال