اسكندر بيگ تركمان

807

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

لشكر او بدستور بملازمت يوسف خان مأمور شدند حكام داغستان كه از ذوالفقار خان خايف و هراسان بودند از قضيه قتل او اطمينان يافته بيخوف و دهشت مسرور و شادمان بقرچقاى بيك بازگشت و آمد شد نموده اظهار اخلاص و دولتخواهى كردند و كسان خود را با پيشكشهاى لايق همراه مشار اليه بدرگاه عالمپناه فرستادند آنچه مردم ظاهربين ازين واقعه تفرس نمودند بجز رضا جوئى حكام داغستان كه از او رميده بودند سبب ديگر بخاطرها نرسيد چه مصلحت دولت اقتضاى آن كرده بود . اما بر عقلاء و خردمندان دور انديش روشن بود كه سبب قتل خان عظيم القدرى چنين تزلزلى است كه در بنيان اخلاص او پديد آمده نقش خيالات باطله و انديشهاى تباه كه بدستيارى ديو غرور و پندار در صفحهء خاطرش تصوير يافته بود در آينه ضمير اشرف اعلى كه مرآت تجليات صور اشياء است انعكاس يافته سزاى بىاخلاصى در كنار خود ديد بسى مرد خردمند عاقبت بين دور انديش بايد كه در نشاء جاه و بزرگى و علو شوكت و اجلال هوش افزا بوده از بادهء نخوت و غرور بدمست نگردد و پاى انديشه‌اش از شاهراه خردمندى نلغزد . بالجمله قرچقاى بيك بعد از نظم و نسق مهمات شيروان و داغستان باردوى نصرت نشان عود نموده چون جماعت اكراد شهرت داده بودند كه حكام طايفهء عماديه و سهران و امثال ذلك از نصوح پاشا كه در ديار بكر بود استمداد كرده متوجه ارومى ميگردند كه امير خان را از تنگناى محاصره نجات دهند حضرت اعلى رعايت حزم و احتياط كرده امام قلى خان حاكم لار را با بعضى از امراء و عساكر و قورچيان و غلامان بدستور سال گذشته بجانب سلماس فرستادند كه هرگاه اعتماد الدوله را بكومك و مدد احتياج افتد بدان اقدام نمايند و اگر آن اخبار فروغى از صدق نداشته باشد در همانجا رحل اقامت انداخته از سرحد وان خبردار باشند بعد از رفتن آن گروه چون هواى قراباغ روى بگرمى آورده هنگام توجه ييلاقات بود كه واقعهء ناگزير اعتماد الدوله چنانچه در ذيل مرقوم ميگردد در پاى قلعه وقوع يافته بعرض اشرف رسيد . حضرت اعلى از قضيهء فوت چنان وزير عاقل داناى خير انديش كه فريد عهد و ارسطوى زمان بود متأسف گشته بنابر حقوق خدمت در اين سلسله بتخصيص اعتماد الدوله كه قريب به بيست سال بود كه در خدمت آن حضرت در كمال راستى و درستى و اخلاص بخدمات و جان سپارى قيام داشت ميرزا ابوطالب خلف صدق او را كه بزيور قابليت و استعداد آراسته با وجود خردسالى در خدمات عملى ما - صدق كلام « الولد سرابيه » و در فضايل و كمالات علمى از والد در پيش بود بمنصب جليل الاعتبار وزارت ديوان اعلى سرافراز گردانيده جاى پدر ارزانى داشتند و از يورت قشلاق كوچ فرموده متوجه ييلاقات جانب تبريز گرديدند و مقرب الحضرة محمد بيك بيگدلى شاملو را كه از نزديكان بساط قرب و منزلت بود بمظنهء آنكه مبادا از فوت اعتماد الدوله اختلالى در امور قلعه گيرى روى دهد بجانب ارومى فرستادند كه باتفاق امراء اخلاص پيشهء درست [ 571 ] انديشه در تسخير قلعه اهتمام نمايد انشاء اللّه . شرح فتح و تسخير قلعهء دمدم و قتل امير خان و اتباع و قضايائى كه بعضى در زمان حيوة اعتماد الدوله و بعضى بعد از آن بتقدير ملك منان روى داد خامهء وقايع نگار صحيفهء اخبار را بدين آئين آرايش ميدهد كه چون از تسخير سولق بنابر